تبلیغات
دلشاد محمد/ترجمه از کردی:عثمان مرادی

الحمد لله وحده و الصلاه و السلام علی من لا نبی بعده، اما بعد…

خواننده گرامی، در اینجا مختصراً توصیه­ها و پیشنهاداتی را یادآوری می­کنیم که از اهمیت ویژه­ای برخوردارند، وانسان مسلمان با بهره­گیری از آنها می­تواند خود را در ابعاد مختلف درونی، عملی و رفتاری و دعوی جهت استقبال از ماه مبارک رمضان آماده کند. امیدواریم این توصیه­ها باعث تشویق و تحریک هر مسلمانی در زمینه گام نهادن در مسیر عبودیت و انجام کار خیر در ماه رمضان و دیگر ماه­ها تا پایان زندگی او گردد.

خداوند می­فرماید:(فمن شهد منکم الشهر فلیصمه)، از خداوند تمنّا می­کنیم ما را و همه مسلمانان را به این ماه رحمت و برکت برساند و توفیق انجام نمازه و روزه و عبادت در این ماه مبارک را نصیب حالمان کند…

مسلمان چگونه خود را برای رمضان آماده می­کند؟



اول: آمادگی درونی و عملی برای رمضان، با بهره از روش­های زیر:

1-عادت دادن خود بر تکرار اذکار و ادعیه­ها ویژه این ماه قبل از شروع رمضان، از جمله این دعاها که ذکر شده است:

الف) (اللهم بارک لنا فی رجب و شعبان و بلّغنا رمضان) رواه احمد و الطبرانی، اگر چه امام البانی این حدیث را در (ضعیف الجامع/4395) ضعیف دانسته، اما در (المشکاه) حکمی درباره آن نداده است.

ب) (اللهم سلمنی الی رمضان و سلم لی رمضان و تسلمه منی متقبلا)

2- نیت آوردن قبل از ماه رمضان، در صحیح المسلم آمده که: عن ابی هریره (رض) فی حدیث قدسی(اذا تحدث عبدی بأن یعمل حسنه فأنا اکتبها له حسنه) از جمله این نیات:

أ- نیت ختم قرآن (چند بار) با تأمل و دقت در آیات آن، از این رو لازم است مسلمان تلاوت قرآن را در این ماه به دوگونه انجام بدهد:

1- تلاوت روزانه یک جزء باتأمل و اندیشه کامل در آیات آن.

2- تلاوت بمنظور کسب ثواب بیشتر، بگونه­ای که سعی شود در ماه رمضان بیشترین ختم را داشته باشیم.

ب- نیت توبه­ی واقعی از تمام گناهان گذشته

ج- نیت بر اینکه ماه رمضان نقطه شروع و مقدمه کار خیر گردد و برای همیشه در انجام اعمال نیک ثابت قدم ماند.

د- نیت انجام بیشترین کار خیر در این ماه، زیرا اجر و پاداش آن چند برابر است.

ه- نیت اصلاح اخلاق و رفتار و تعامل نیکو با همه­ی مردم.

و- نیت کار و تلاش در جهت تبلیغ دین در میان مردم و برای رسیدن به این هدف باید بعد روحی مردم ارتقا داده شود.

ز- نیت تهیه­­ی برنامه­ای منظم برای عبادت و بندگی و جدیت و التزام به آن.

3- جهت آمادگی و عادت بر روزه ماه رمضان، چند روزی از ماه شعبان را روزه گرفت، و این هم آمادگی عملی (رفتاری) برای رمضان است. عایشه (رض) می­فرماید: (ما رأیته (صلی الله علیه و سلم) أکثر صیاما منه فی شعبان)

4-بهره گرفتن از فضائل رمضان و روزه: که عبارتند از:(بخشش گناهان، نجات از آتش، شب مبارک (لیله القدر)، ملائکه برای تو استغفار می­کنند، اجر و پاداش چند برابر، شروع آن رحمت و پایان آن مغفرت و بخشش است و…)

5- قبل از آنکه رمضان شروع شود چند کاستی درباره­ی رمضان گوش بده(روزی یک یا دو کاست در منزل یا در اتومبیل)

6- آماده کردن چند موضوع برای مطالعه، به گونه ای که انسان در میان استعدادها و اعمالش توازن برقرار کند، مانند:

أ- مطالعه موضوعات ایمانی و روحی: مانند مطالعه کتاب درباره­ی زهد و طهارت درونی ویژه ماه رمضان، تا درونت با اشتیاق روحی و ایمانی والایی آماده این ماه گردد، مثلا کتاب (لطائف المعارف) قسمت( وظائف شهر الرمضان).

ب- مطالعه تفسیر آیات مربوط به روزه در تفاسیر، همچنین تعیین کتاب تفسیر قرآن تا در مواقع لازم بدان رجوع کنی و از آنا بهره گیری.






برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید 
+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۱۹ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۳:۴۲ بعد از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
​سرمشق ما در زندگی، در معاشرت، در جهاد، در غبادت، پیشوایان معصومند.

نماز آنان نیز برای ما الگوست.

هرچه انسان خداشناس تر باشد،عبادتش عمق بیشتری داشته و عاشقانه تر و عارفانه تر خواهد بود.

پیامبران و اولیاء الله ، به خاطر عشقی که به خدا داشتند، بیش از همه عبادت می کردند. همواره به یاد خدا بودند، سجده های طولانی ، رکوع های مستمر، نماز شب های همراه با گریه، دعاهایی از دل برخاسته داشتند.


​پاکان و نماز:
دلیل آنکه حضرت ابراهیم علیه السلام به مقام "دوستی خداوند" رسید و "خلیل الله" شد، سجده های طولانی ایشان بود.

حضرت موسی علیه السلام، پس از هر نماز مستحب، قسمت راست و چپ صورت خود را به خاک می نهاد.

امام کاظم علیه السلام بعد از نماز صبح، سر به سجده می گذاشت و تا پاسی از روز رفته، در حال سجده بودند.

امام سجاد علیه السلام در سجده به قدری نام خدا را تکرار می کرد و طول می داد که وقتی سر بلند می کرد، بدنش خیس عرق بود. به آن حضرت از آن جهت "سجاد"گفته اند که سجده های طولانی داشتند و آثار سجده در پیشانی و و مواضع سجودشان آشکار بود.

حضرت علی علیه السلام آن قدر رکوع طولانی داشتند که عرق، از ساق پای ایشان جاری می شد.

حضرت علی علیه السلام در نماز از خود بیخود می شد، رنگ از چهره اش می پرید.


رسول الله صلی الله علیه و آله و نماز:
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شیفته نماز بودند و چنان دلبسته به آن بودند که برای رسیدن وقت نماز لحظه شماری می کردند و چون وقتش می رسید، چنان بودند که گویا کسی را نمی شناسند و به سوی نماز می شتافتند.

آن حضرت می فرمود:

خداوند، نور چشم مرا در نماز قرار داده و آن را در نظرم محبوب ساخته است .انسان گرسنه و تشنه وقتی آب و غذا می خورد، سیر و سیراب می شود ولی من هرگز از نماز سیر نمی شوم.

وقتی آن حضرت نماز می خواند، دلش لرزان و هراسناک بود و از خوف خدا می لرزید.

رسول خدا صلی الله علیه و آله بخش عمده ای از شب را به عبادت می گذراندند.

پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمود:

من بهشت را برای شما ضمانت می کنم، به شرط آنکه مرا با سجده های طولانی یاری نمائید.

در قرآن سیمای یاران محمد صلی االه علیه و آله را چنین معرفی می کند:

"تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ" (سوره فتح،29)

همراهان پیامبر را می بینی، که اهل رکوع و سجودند، رحمت و رضای خدا را می طلبند، و اثر سجود بر سیمایشان آشکار است.








برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید 
+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۲:۴۵ بعد از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
رئیس مرکز تخصصی نماز با بیان اینکه اصل نماز یومیه قبل از هجرت واجب شده است، گفت: بعد از هجرت پیامبر(ص) به مدینه، 7 رکعت دیگر به 10 رکعت اضافه شد که به گفته امام رضا(ع) این کار جبران کمبودهایی در اصل نماز بود.

با توجه به روز 12 ربیع‌الثانی که سالروز اضافه شدن 7 رکعت نماز به نمازهای یومیه از سوی نبی اکرم(ص) است، با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق کفیل رئیس مرکز تخصصی نماز گفت‌وگو کردیم، وی با اشاره به اینکه اولین کاری که حضرت آدم(ع) روی زمین انجام داد، نماز بود، افزود: زمانی که حضرت آدم(ع) و حوا(س) در زمین هبوط کردند، «قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِیعاً» غروب آفتاب بود، اولین نمازی که حضرت آدم(ع) خواند، نماز صبح بود.
در منابع اسلامی گزارش‌های مختلفی درباره تاریخ تشریع نماز آمده است، برخی روایات، تشریع نمازهای یومیه را مصادف با واقعه معراج پیامبر(ص) می‌دانند و برخی دیگر، از نمازهای پیامبر(ص) پیش از معراج و حتی پیش از بعثت سخن به میان آورده‌اند، هم چنین از بعضی آیه‌هایی که در اوایل بعثت پیغمبر(ص) نازل شده، نمازگزاردن ایشان(ص) و حتی فرمان به نماز شب استفاده می‌شود.

*امر خداوند به پیامبران برای اقامه نماز

کفیل با بیان اینکه نماز بین همه انبیا و شریعت‌های گذشته وجود داشته است، ابراز داشت: به طوری که خداوند خطاب به پیامبران خویش می‌فرماید: حضرت موسی(ع) «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی»، حضرت عیسی(ع) «وَأَوْصَانِی بِالصَّلَاةِ»، شعیب پیامبر(ع) «أَصَلاَتُکَ تَأْمُرُکَ»، زکریای نبی(ع) «وَهُوَ قَائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمِحْرَابِ»، چنانچه حبیب خداوند، حضرت ابراهیم(ع) از خداوند می‌خواهد که او را از نمازگزاران قرار دهد «رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّیَّتِی».

*نماز خواندن امام علی(ع) با پیامبر در دوران بعثت

وی با تأکید بر اینکه نماز در دوران بعثت و در شهر مکه واجب شده است، به روایتی درباره نماز خواندن امام علی با پیامبر(ص) اشاره کرد و گفت: شیخ مفید در ارشاد با سند خود از یحیی بن عفیف بن قیس کندی نقل کرده است که گفت: قبل از آنکه دعوت نبی اکرم(ص) علنی شود با عباس بن عبدالمطلّب در مکّه نشسته بودم، در این حال جوانی پیش آمد و به خورشید که در حال زوال بود، نگاه کرد، پس از آن رو به کعبه به نماز ایستاد، پس از لحظه‏ای نوجوانی پیش آمد و در سمت راست او ایستاد و سپس زنی آمد و پشت سر آن‌ها ایستاد، آن جوان به رکوع رفت و آن نوجوان و زن هم به رکوع رفتند و سپس آن جوان از رکوع بلند شد و آن دو نفر هم همین کار را کردند. سپس او سجده کرد و آن‌ها هم با او سجده کردند.

* 18 ماه قبل از هجرت نماز یومیه واجب شد

رئیس مرکز تخصصی نماز با اشاره به اینکه درباره چگونه نماز گزاردن انبیاء پیشین اطلاعات موثقی در دست نیست، خاطرنشان کرد: درباره چگونه نماز خواندن پیامبر(ص) در شهر مکه و قبل از شب معراج مطلبی ذکر نشده است، اما بی‌شک اصل وجوب نماز در شب معراج در 17 ماه رمضان و 18 ماه قبل از هجرت اتفاق افتاده است.

*پیامبر(ص) برای نخستین بار کجا با شکل کنونی نماز آشنا شد

وی با بیان اینکه طبق روایات به طور قطع قبل از سال نهم بعثت هیچ وجوبی درباره نماز نبوده است، افزود: برخی روایات نیز به صراحت نماز به شکل کنونی را به حادثه معراج مرتبط دانسته‌اند، امام باقر(ع) در این باره فرمودند: هنگامی که پیامبر(ص) را به معراج بردند و خدای سبحان اذان و اقامه و نماز را به او یاد داد، وقتی به نماز ایستاد خداوند به او فرمان داد که در رکعت اول حمد و توحید بخواند و فرمود: یا محمد! این وصف من است، و در رکعت دوم حمد و سوره قدر بخواند و فرمود: یا محمد این وصف تو و اهل بیت تو تا روز قیامت است، پس از این روایت به خوبی بر می‌آید که نماز به صورت کنونی، پیش از معراج وجود نداشته و نخستین بار در واقعه معراج بر پیامبر(ص) واجب و ایشان در این سفر با آن آشنا شده و یاد گرفته است.






برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید 
+ نوشته شده توسط Ramezan در سه شنبه، ۱۴ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۴:۱۴ بعد از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه

"قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَیًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَی وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِکَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلًا" 

بگو « "الله" را بخوانید یا "رحمان" را، هرکدام را بخوانید، (ذات پاکش یکی است؛ و) برای او بهترین نامهاست.» و نمازت را زیاد بلند، یا خیلی آهسته نخوان؛ و در میان آن دو، راهی (معتدل) را انتخاب کن. (سوره اسراء/آیه 110) 

بخش پایانی آیه 110 به گفت و گوی مشرکان مکه درباره نماز پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اختصاص دارد و اینکه می گفتند: او نماز خود را بلند می خواند و ما را ناراحت می کند؛این چه عبادت و برنامه ایست؟! 

خداوند در این آیه به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستور می دهد: نمازت را نه زیاد بلند و نه زیاد آهسته؛ بلکه حد وسطی میان این دو انتخاب کن. اما حد اعتدال کدام است و «جهر» و «اخفات» که از آن نهی شده چیست؟ جهر به معنای فریاد کشیدن و اخفات به معنای آهسته خواندن است؛ آنچنان که خود انسان هم نشنود. 

از امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه روایت شده است: "جهر این است که زیاد صدا را بلند نکنی و اخفات آن است که حتی خودت نشنوی. (نماز را) بین این دو حالت بخوان."






برای مطالعه ی مطالب بیشتر کلیک کنید 

+ نوشته شده توسط Ramezan در سه شنبه، ۱۴ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۴:۱۲ بعد از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
آخرین خبر/ آیا نماز آیات و نماز وحشت واجب است حتی اگر نترسیم؟اگر یادمان رفته باشد چند نماز آیات و چند نماز وحشت را نخوانده ایم چگونه باید عمل کنیم؟
نماز آیات به واسطه چهار چیز بر انسان واجب می شود:
- گرفتن خورشید
-گرفتن ماه (اگر چه مقدار کمی از آنها گرفته شود و کسی هم از آن نترسد)
- زلزله (اگر چه کسی هم نترسد)
- رعد و برق و بادهای سیاه و سرخ و صیحه ترسناک و مانند اینها از چیزهایی است که از آیات آسمانی و زمینی بوده و موجب ترس بیشتر مردم می شود. بنا بر اظهر.
هر مقدار نماز آیاتی را که یقین دارید نخوانده اید قضا نمایید.
اما نماز وحشت واجب نیست بلکه مستحب است شب اول قبر برای میت خوانده شود. (توضیح المسائل آیت الله بهجت، ص 241).
احکام نماز - نماز آیات‏
س 711: نماز آیات چیست و علت شرعی وجوب آن کدام است؟
ج: نماز آیات دو رکعت است که هر رکعت آن پنج رکوع و دو سجده دارد و اسباب شرعی وجوب آن عبارت است از: کسوف خورشید و خسوف ماه، اگر چه مقدار کمی از آنها گرفته شود؛ زلزله و هر حادثه غیرعادی که باعث ترس بیشتر مردم شود مانند بادهای سیاه یا سرخ و یا زرد که غیرعادی باشند؛ تاریکی شدید، فرو رفتن زمین و ریختن کوه، صیحه آسمانی و آتشی که گاهی در آسمان ظاهر می‏شود. در غیر از کسوف و خسوف و زلزله، باید آن حادثه موجب ترس و وحشت بیشتر مردم شود، و حادثه‏ای که ترس آور نباشد و یا موجب ترس و وحشت افراد نادری گردد، اعتبار ندارد.

س 712: نماز آیات چگونه باید خوانده شود؟
ج: به چند صورت می‏توان آن را بجا آورد:
صورت اول: بعد از نیت و تکبیرة الاحرام، حمد و سوره خوانده شود و به رکوع برود، سپس سر از رکوع برداشته و دوباره حمد و سوره را بخواند و به رکوع رود و باز سر از رکوع بردارد و حمد و سوره بخواند و به رکوع رود و سپس سر از رکوع بردارد و همین طور ادامه دهد تا یک رکعت پنج رکوعی که قبل از هر رکوعی حمد و سوره خوانده است انجام دهد، سپس به سجده رفته و دو سجده نماید و بعد برای رکعت دوم قیام کند و مانند رکعت اول انجام دهد و دو سجده را بجا آورد و بعد از آن تشهد بخواند و سلام دهد.
صورت دوم: بعد از نیت و تکبیرةالاحرام، حمد و یک آیه (البته احتساب بسم‌الله به عنوان یک آیه خلاف احتیاط است) از سوره‏ای را قرائت کرده و رکوع کند، سپس سر از رکوع بردارد و آیه دیگری از آن سوره را بخواند و به رکوع رود، و بعد سر از رکوع برداشته و آیه دیگری از همان سوره را قرائت نماید و همین طور تا رکوع پنجم ادامه دهد تا سوره‏ای که پیش از هر رکوع، یک آیه از آن را قرائت کرده، قبل از رکوع آخر تمام شود. سپس رکوع پنجم را بجا آورد و به سجده رود، و پس از اتمام دو سجده، برای رکعت دوم قیام نماید و حمد و آیه‏ای از یک سوره را بخواند و به رکوع برود و همین طور مانند رکعت اول ادامه دهد تا تشهد بخواند و سلام دهد و چنانچه بخواهد برای هر رکوعی به یک آیه از سوره‏ای اکتفا کند، نباید سوره حمد را بیش از یک مرتبه در اول آن رکعت بخواند.
صورت سوم: یکی از رکعت‌ها را به یکی از دو صورت و رکعت دیگر را به نحو دیگر بجا آورد.
صورت چهارم: سوره‏ای را که آیه‏ای از آن را در قیام پیش از رکوع اول خوانده، در قیام پیش از رکوع دوم یا سوم یا چهارم تکمیل نماید، که در این صورت واجب است بعد از سر برداشتن از رکوع، سوره حمد را در قیام بعدی اعاده نموده و یک سوره یا آیه‏ای از آن را اگر پیش از رکوع سوم یا چهارم است، قرائت کند، و در این صورت واجب است که آن سوره را تا قبل از رکوع پنجم به آخر برساند.







برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید 
+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۶ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۹:۱۵ قبل از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
​1- پیامبر گرامی اسلام (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می فرمایند: مساجد محفل پیامبران علیهمُ السلام است.

2- پیامبر گرامی اسلام (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می فرمایند: مساجد خانه پرهیزگاران است.

3- پیامبر گرامی اسلام (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می فرمایند: مساجد بازاری از بازارهای آخرتند، پذیرایی آن مغفرت و تحفه اش بهشت است!

4- پیامبر گرامی اسلام (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می فرمایند: کسی که مسجد خانه او باشد (مرتب به مسجد تردد کند) خداوند آسایش و کامیابی او و عبور از صراط را برایش ضمانت کرده است.

5- امام محمدباقر (علیه السلام) می فرمایند: کسی که یک مسجد بنا کند هرچند کوچک باشد خداوند یک خانه در بهشت برای او بنا می نماید.

6- امام جعفرصادق (علیه السلام) می فرمایند: کسی که حرمت مسجد را نگهدارد خدا را فردای قیامت شادان و خندان ملاقات خواهد کرد و پرونده اعمالش را به دست راست او خواهد داد.

7- امام محمدباقر (علیه السلام) می فرمایند: پیش از ورود به مسجد کفش های خود را از جهت آلودگی و نجاست وارسی نمائید.

8- پیامبر گرامی اسلام (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می فرمایند: مساجد را معبر و گذرگاه خود قرار ندهید و تا دو رکعت نماز مانند نماز تحیت در آن نخوانید از آن خارج نشوید.

9- مولی امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند: جلوس من در مسجد از سکونت در بهشت برایم بهتر است زیرا اقامت من در بهشت موجب خوشنودی من است ولی بودن من در مسجد موجب رضا و خوشنودی خدا است.

10- پیامبر گرامی اسلام (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می فرمایند: مسجد در میان مردمی که در آن نماز نمی خوانند غریب است و خداوند در روز قیامت نظر رحمت خود را از آنها دریغ خواهد کرد.



11- پیامبر گرامی اسلام (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می فرمایند: هر جلوسی در مسجد جز برای این سه چیز لغو و تباه است: نماز خواندن یا ذکر خدا گفتن و یا فرا گرفتن علوم و معارف الهی.

12- امام جعفرصادق (علیه السلام) می فرمایند: خدای تبارک و تعالی می فرماید: مساجد خانه های من در زمین اند. خوشا به حال بنده ای که در خانه اش خود را طاهر کند (وضو بگیرد) بعد مرا در خانه ام زیارت نماید اینجا دیگر بر میزبان است که مهمان خود را گرامی بدارد.

13- پیامبر گرامی اسلام (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می فرمایند: هرکس به سوی مسجد گام بردارد در برابر هر گامی ده حسنه برایش ثبت و ده گناهش پاک می گردد و ده درجه و منزلت او در بهشت بالا می رود.

14- پیامبر گرامی اسلام (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می فرمایند: کسی که در ظلمت شب برخیزد و روانه مسجد گردد در روز ظلمانی قیامت همراه انوار درخشانی که در پیشاپیش او شتابان در حرکت اند قدم خواهد برداشت.

15- امام جعفرصادق (علیه السلام) می فرمایند: همسایه مسجد باید نماز خود را در مسجد بخواند مگر در مواردی که معذور یا بیمار باشد.

16- مولی امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند: حریم مسجد تا چهل ذراع (بیست متر) است و حد همسایگی مسجد تا فاصله چهل خانه از چهار طرف آن می باشد.

17- پیامبر گرامی اسلام (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می فرمایند: جلوس در مسجد در انتظار نماز تا زمانی که حدثی از انسان سر نزند برایش عبادت است. عرض شد یا رسول الله حدث کدام است؟ فرمودند غیبت کردن!

18- امام جعفرصادق (علیه السلام) می فرمایند: در مسجد در نقاط مختلف آن نماز بخوانید که هر قطعه در روز قیامت برای کسی که بر آن نماز خوانده گواهی خواهد داد.

19- امام جعفرصادق (علیه السلام) می فرمایند: کسی که اهل مسجد باشد حداقل یکی از این سه بهره نصیب او می شود: دعائی بوده که خدا او را سزاوار بهشت کرده یا بلائی بوده که از او دفع شده یا یک برادر دینی قسمت اوشده که برای رضای خدا از او بهره مند می گردد.

20- امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) می فرمایند: فضیلت ورود به مسجد در آن است که با پای راست داخل و با پای چپ از از آن خارج شوی.







برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید 
+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۶ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۹:۱۴ قبل از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
با بررسی دقیق ادله­ای که در مورد اذان نزد اهل­سنت است، به این نتیجه می­رسیم که دست تحریف و جعل در این شعار مهم مسلمین رخ داده که درپی غصب خلافت با کاری پیوسته و حمایتهای گسترده روی داده است.

فقرات اذان از نظر اهل­سنت
اذان در نزد اهل سنت نزد پیروان مکاتب فقهی اهل­سنت اختلافی است. حنفیه و شافعیه و حنبلیه معتقدند که فقرات اذان به این صورت است:

اللّه أکبر اللّه أکبر

اللّه أکبر اللّه أکبر

أشهد أن لا إله إلّا اللّه

أشهد أن لا إله إلّا اللّه

أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه

أشهد أنّ محمّدا رسول‌اللّه

حیّ علی الصّلاة

حیّ علی الصّلاة

حیّ علی الفلاح

حیّ علی الفلاح

اللّه أکبر

اللّه أکبر

لا إله إلّا اللّه

اما مالکیه تکبیر اذان را دو بار می­دانند نه چهار بار. همچنین اهل­سنت در اذان نماز صبح بعد از حی علی الفلاح دو مرتبه الصلاه خیر من النوم می­گویند. همچنین حنابله اذان را واجب کفائی دانسته ولی دیگر فرق اذان را مستحب موکد می­دانند.[1]

تشریع اذان
اهل سنت نیز برای تشریع اصل اذان از آیات و روایات و اجماع استفاده می­کنند.[2]که اختلاف آنها با تشیع در برخی روایاتی است که در سبب تشریع اذان گفته­اند که مردم مدینه برای آگاه شدن از وقت نماز مشکل داشتند و پیامبر(ص) با ایشان به مشورت پرداخت. پیشنهاد ناقوس و بوق و دف و روشن کردن آتش و نصب کردن پرچم به پیامبر(ص) داده شد که علامت نصاری و یهود و رومیان و مجوسیان بود ولی پیامبر(ص) انها را قبول نکرد و در حالی که پیامبر(ص) با مشورت به نتیجه­ای نرسیده بودند، عبدالله بن زید در رویاء و یا بین خواب و بیداری فرشته­ای را دید که به او اذان و اقامه را یاد داد. سپس او این جریان را به پیامبر(ص) بازگو کرد و ایشان دستور دادند تا بلال آن را فرابگیرد و برای اعلام وقت نماز بگوید.[3]

با این حال این همان حدیثی است که در سیره حلبیه از کتب اهل­سنت توسط محمد بن حنفیه(ره) و کتاب المستدرک علی الصحیحین به نقل از امام حسن مجتبی(ع) تکذیب شده است.[4] امام حسن(ع) فرمودند: اذان برتر از این حرفهاست. جبرئیل در آسمان اذان را دو مرتبه و اقامه را یک مرتبه می­گفت و پیامبر(ص) می­آموخت.[5] متقی هندی در کنز العمال از زید بن علی(ع) از پدرانش(ع) از امیرالمومنین علی(ع) نقل می­کند که فرمودند: به رسول خدا(ص) در شب معراج اذان آموخته شد و نماز براو واجب گشت.[6]

در روایتی متناقض با دیگر روایات در منابع اهل­سنت، بعد از بحث مسلمانان درباره حل مشکل، عمر بن خطاب اذان و اقامه را پیشنهاد می­کند و پیامبر(ص) به بلال دستور می­دهد تا آن را در اوقات نماز بگوید.[7] در روایتی دیگر این خواب را هم عبدالله بن زید دیده و هم عمربن خطاب!![8]

جعل و دستبرد در اذان
فقره الصلاه خیر من النوم در اذان صبح توسط عمر جعل شد و فقره حی علی خیر العمل از اذان حذف شده­است. علتهای مختلفی برای این مطلب ذکر شده، از جمله اینکه عمر فکر کرد که اگر این فقره در اذان باشد مردم به جهاد نخواهند رفت و موجب تضعیف لشگر اسلام می­شود به همین دلیل روزی عمر آن را منع کرد[9]و گفت: ای مردم! سه چیز در زمان پیامبر(ص) بود که من از آن نهی کرده و حرام می­کنم و بخاطر آن شکنجه می­کنم و آن سه عبارتند از متعه زنان، حج تمتع، حی علی خیر العمل.[10]در حالی که حلبی و ...نقل می­کند که عبدالله بن عمر و امام زین العابدین(ع) و بسیاری از صحابه و تابعین حی علی خیر العمل می­گفتند.[11] در مورد اضافه کردن الصلاه خیر من النوم نیز گفته شده که موذن برای اذان صبح نزد عمر آمد اما عمر خواب بود. موذن او را بیدار کرد و گفت: الصلاه خیر من النوم. عمر نیز دستور داد تا آن را در اذان صبح قرار دهد






برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید 
+ نوشته شده توسط Ramezan در سه شنبه، ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۴۹ قبل از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
در شهر بلخ زن وشوهری زندگی می کردند که هر دو سید و از اولاد پیغمبر بودند و چند فرزند داشتند.زندگی فقیرانه ای داشتند تا اینکه شوهر از دنیا رفت و زن را با چند فرزند یتیم باقی گذارد. فقر و تهی دستی بر زن چیره شد تا ناچار، دست بچه های یتیمش را گرفت و به شهر پرجمعیت سمرقند رفت.

زمستان بود و هوا بسیار سرد. زن که در آن شهر غریب بود و کسی را نمی شناخت خود و بچه هایش را به مسجد شهر رساند. شب بود و مردم برای نماز به مسجد آمدند. بعد از نماز، زن به همراه بچه هایش نزد پیشنماز آمد و جریان خود را به او گفت و اضافه کرد: از شما می خواهم که امشب به ما پناه دهی و اتاقی در اختیارمان بگذاری تا از سرما محفوظ بمانیم.

پیشنماز گفت: تو شاهد بیاور که سید هستی و راست می گویی. اما مگر در آن شهر غریب، کسی او را می شناخت تا شاهد بیاورد!!!

از امام جماعت مأیوس شد و دست کودکان یتیمش را گرفت و از مسجد بیرون آمد و کوچه به کوچه ، در به در به دنبال پناهگاهی می گشت تا به خانه مجللی رسید که در آن مردم رفت و آمد می کردند و نگهبانان زیادی نگهبانی می دادند. سؤال کرد :این خانه کیست؟ گفتند: خانه نگهبان شهر ، داروغه و رئیس شهربانی.

او زرتشتی است. زن خود را به نزد رئیس رساند و جریان خود را شرح داد و تقاضا کرد که به او پناه دهد. داروغه دستور داد تا خانه گرم و لباس و غذا در اختیار او قرار دهند و از او کاملا پذیرایی کنند. اتاق مخصوصی در اختیار زن و کودکانش گذاشتند و غذا برایشان آوردند.

داروغه از پشت در صدای زن را شنید که به بچه هایش گفت: قبل از آنکه غذا بخورید در حق این مرد که به ما احسان کرد ، دعا کنید. آنها دستها را به سوی آسمان بلند کردند و زن عرض نمود: خدایا، این مرد امشب به ما احسان کرد، به اجداد پاکمان قسم، این مرد را مسلمان از دنیا ببر،کودکان آمین گفتند.

امام جماعت مسجد، همان شب در خواب دید قیامت برپاشده، در صحرای محشر، همه تشنه اند و کنار حوض کوثر می روند تا آب بیاشامند. او نیز تشنه بود. به سوی کوثر حرکت کرد. دید رسول خدا صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام و امام حسن علیه السلام در کنار حوض کوثر هستند، به حضور پیامبر رفت و عرض کرد: من امام جماعت مسجد و عالم مسجد هستم ، مسلمان و مروج اسلام می باشم ، تشنه ام به من آب بدهید.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به او اعتنا نفرمود. او بار دیگر تقاضای خود را تکرار کرد و گفت: من بسیار در نشر دین زحمت کشیده ام به من لطف کنید. رسول خدا صلی الله علیه و آله با چهره خشمگین به او فرمود: تو اگر این کارها را کرده ای ، برو شاهد بیاور.

پیشنماز عرض کرد: اکنون در اینجا چگونه شاهد بیاورم؟

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آن زن سیده با کودکان یتیم ، در شهر غریب ، از کجا برای تو شاهد می آورد؟ سپس فرمود: به بالا نگاه کن، نگاه کرد قصر بسیار باشکوهی را دید. پیامبر صلی الله علیه و آله به آن امام جماعت فرمود: این قصر مال کسی است که آن زن با بچه هایش را در خانه اش پناه داد.

پیشنماز از خواب بیدار شد و متوجه خطای خود گردید. از خانه بیرون آمد و کوچه به کوچه به دنبال آن زن گشت و پرس و جو نمود تا فهمید که او و بچه هایش در خانه داروغه هستند. به آنجا رفت و در زد. مجوسی در را گشود و امام جماعت را به نزد داروغه راهنمایی کرد.

داروغه پرسید : برای چه این وقت شب به اینجا آمده ای؟ گفت: آمده ام آن زن را همراه کودکانش به منزل خود ببرم. داروغه گفت: اگر به خاطر قصری است که در عالم خواب دیده ای، من هم در خواب دیده ام. سوگند به خدا من و خانواده ام توسط این زن ، مسلمان شدیم.






برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید 
+ نوشته شده توسط Ramezan در سه شنبه، ۲۳ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۲۰ قبل از ظهر، یک بازدید ، بدون دیدگاه
مسأله ۷۱۹ ـ نماز جمعه مانند نماز صبح دو رکعت است، با این تفاوت که در نماز جمعه دو خطبه قبل از نماز لازم است. و نماز جمعه واجب تخییری است، به این معنی که مکلف در روز جمعه مخیر است که نماز جمعه را بخواند ـ در صورتی که شرایطش موجود باشد ـ یا نماز ظهر بجا آورد، و اگر نماز جمعه را بجا آورد، کفایت از ظهر میکند.
و واجب شدن نماز جمعه چند شرط دارد:
اوّل: داخل شدن وقت، و آن عبارت از زوال آفتاب، یعنی ظهر است، و وقتش اوّل عرفی زوال است، پس هرگاه از این وقت نماز جمعه را تأخیر انداخت، وقتش تمام شده و نماز ظهر را باید بجا آورد.
دوّم: شماره افراد، و آن پنج نفر است با امام، و هرگاه پنج نفر از مسلمانان جمع نشوند نماز جمعه واجب نمیشود.
سوّم: بودن امام جامع شرایط امامت، از عدالت و غیر آن از چیزهایی که در امام جماعت معتبر است، همچنان که در بحث نماز جماعت خواهد آمد، و بدون او نماز جمعه واجب نمی‌شود.
و صحیح بودن نماز جمعه چند شرط دارد:
اوّل: جماعت بودن، پس فرادی صحیح نیست، و هرگاه مأموم قبل از رکوع رکعت دوّم نماز جمعه به امام برسد اقتدا میکند و یک رکعت دیگر را فرادی میخواند و نماز جمعه‌اش صحیح است. و اگر در رکوع رکعت دوّم امام را درک کند ـ بنا بر احتیاط واجب ـ نمی‌تواند به این نماز جمعه اکتفا کند و باید نماز ظهر را بجا آورد.
دوّم: خواندن امام دو خطبه پیش از نماز، که در خطبه اوّل حمد و ثنای الهی را گفته و توصیه به تقوا و پرهیزگاری شود و یک سوره کوتاه از قرآن بخواند، و در خطبه دوّم باز هم حمد و ثنای الهی را بجا آورده و بر پیغمبر اکرم و ائمه مسلمین صلوات فرستاده و احتیاط مستحب آن است که برای مؤمنین و مؤمنات استغفار (طلب آمرزش) کند. و لازم است خطبه پیش از نماز باشد، پس اگر نماز را پیش از دو خطبه شروع کرد صحیح نخواهد بود، و خواندن خطبه پیش از ظهر اشکال دارد. و لازم است کسی که خطبه را میخواند هنگام خطبه ایستاده باشد، پس هرگاه خطبه را نشسته بخواند صحیح نخواهد بود. و نیز لازم است بین دو خطبه قدری بنشیند، و لازم است نشستن مختصر و خفیف باشد. و لازم است امام جماعت خودش خطبه را بخواند، و حمد و ثنای الهی و صلوات بر پیغمبر اکرم و ائمه مسلمین ـ بنا بر احتیاط ـ باید به عربی باشد، و در مازاد بر آن عربیت معتبر نیست، بلکه اگر بیشتر حاضرین زبان عربی را ندانند احتیاط لازم آن است که توصیه به تقوا به زبان حاضرین باشد.
سوّم: آنکه مسافت بین دو نماز جمعه کمتر از یک فرسخ نباشد، بنابراین اگر نماز جمعه دیگری در مسافت کمتر از یک فرسخ برپا شود چنانچه با هم شروع شوند هر دو باطل میشوند، و اگر یکی زودتر از دیگری شروع شود هرچند به تکبیرة‌الاحرام باشد صحیح، و دومی باطل خواهد بود. ولی هرگاه پس از برگزاری نماز جمعه معلوم شود که نماز جمعه دیگری همزمان یا مقدم بر آن در مسافت کمتر از یک فرسخ برپا شده بوده، بجا آوردن نماز ظهر واجب نخواهد بود. و برپا نمودن نماز جمعه در صورتی مانع از نماز جمعه دیگر در مسافت مزبور می‌شود که خود صحیح و جامع‌الشرایط باشد و در غیر این صورت مانع نخواهد بود.





برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید 
+ نوشته شده توسط Ramezan در سه شنبه، ۲۳ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۱۸ قبل از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
"یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضی‏ أَوْ عَلی‏ سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدیکُمْ مِنْهُ ما یُریدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُریدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ"

ای کسانی که ایمان آورده اید؛ هنگامیکه به نماز می ایستید، صورت و دستها را تا آرنج بشویید؛ و سر و پاها را تا مفصل [=برآمدگی پشت پا] مسح کنید. و اگر جنب باشید، خود را بشویید (و غسل کنید). و اگر بیمار یا مسافر باشید، یا یکی از شما از محل پستی آمده [=قضای حاجت کرده]، یا با زنان تماس گرفته (و آمیزش جنسی کرده اید)، و آب (برای غسل یا وضو) نیابید، با خاک پاکی تیمم کنید، و از آن، بر صورت [=پیشانی] و دستها بکشید. خداوند نمی خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند؛ بلکه می خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید؛ شاید شکر او را بجا آورید. (سوره مائده/آیه 6)


کیفیت شستن دستها در وضو:
​این آیه به سه مطلب وضو، غسل و تیمم اشاره دارد. البته نکات جزئی و کیفیت انجام این سه در روایات ائمه اهل بیت علیه السلام بیان شده است. یکی از نکات آیه این است که در وضو "دست ها را تا آرنج بشویید". باید توجه داشت که حد دست که باید در وضو شسته شود، "تا آرنج" ذکر شده؛ زیرا «مرافق» جمع مرفق به معنی آرنج است. هنگامی که گفته شود دست را بشویید، ممکن است به ذهن چنین برسد که دست ها را تا مچ بشویید؛ زیرا غالباً این مقدار شسته می شود. برای رفع این توهم می فرماید: "تا آرنج بشویید." با این توضیح روشن می شود که کلمه «الی» در این آیه تنها برای حد شستن است و نه کیفیت شستن.

بعضی اما چنین پنداشته اند که آیه می گوید: باید دست ها را از سرانگشتان به طرف آرنج بشویید؛ چنان که در میان بعضی از اهل سنت رایج است. توضیح این که این درست به آن می ماند که انسان به کارگری سفارش کند که دیوار اتاق را از کف تا یک متر رنگ کن. بدیهی است که منظور این نیست که دیوار از پایین به بالا رنگ شود؛ بلکه منظور این است که این مقدار باید رنگ شود؛ نه بیشتر و نه کمتر.

بنابراین فقط مقداری از دست که باید شسته شود، در آیه ذکر شده و توضیح کیفیت آن به سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که به واسطه اهل بیت علیه السلام به ما رسیده، واگذار شده و آن، شستن آرنج به طرف سرانگشتان است.






برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۸ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۹:۵۶ قبل از ظهر، یک بازدید ، بدون دیدگاه