تبلیغات
عید بود، زیارت آقا رفتیم، گفتگوهایی شد و از ایشان تقاضا کردیم که این عرایض بنده اگر خوب بود، برای شما (طلّاب) هم گفته بشود؛ حرف زیاد است ولی حالا ببینیم، بلکه بتوانیم بین پانزده تا بیست دقیقه تمامش کنیم.

برای عید نوروز، همه مملکت تقریباً بسیج می شوند؛ از مرغ و گوشت و پرتقال و سیب و راهداری و اورژانس و هلال احمر و.. .، همه بسیج می شوند که عید می آید، یکی دو ماه مشغولند. ماه رمضان می آید؛ «قد اقبل الیکم شهر الله». ما برای قرآن چقدر آمادگی داریم؟ من برای اینکه (از مطلب) پَرت نشوم، از روی متن می خوانم؛ بسم اللّه الرّحمن الرّحیم.خب، اوصاف قرآن خیلی است؛ از وقتم یک دقیقه اش مال اوصاف قرآن باشد: معلّمش خدا است، علَّم القرآن؛ واسطه، جبرئیل، شدید القوی؛ محلّ فرود، قلبک؛ ذکرٌ للعالمین؛ انّا له لحافظون؛ غیر ذی عوج؛ فأتوا بسورةٍ؛ الی آخر؛ این معرّفی قرآن.

جایگاه قرآن در جامعه ما چیست؟ این قرآنی که خودش دو مرتبه فرموده «خذ الکتاب بقوّه»؛جدّی بگیریم قرآن را. هویّت ما به قرآن است. چون در قرآن چهار تا توبیخ است: کمثل الحمار، کمثل الکلب، کالحجاره، کالانعام؛ امّا یک توبیخ در قرآن است که خیلی داغ است؛ می گوید پوک! به کسانی که کتاب آسمانی را اقامه نکنند، لقب «پوک» داده خدا؛ یا اهل الکتاب لستم علی شیءٍ حتّی تقیموا. کلمه اقامه راجع به چهار چیز در قرآن آمده:اقیموا الدّین، اقیموا الصّلاة، اقیموا الوزن،ولو انّهم اقاموا التّوراة. زندگی مادّی مان هم بند به همین قرآن است. (می فرماید) ولو انّهم اقاموا التّوراة، اگر اینها تورات را اقامه کنند، لأَکلوا؛ خب، اگر اقامه قرآن شد، لأَکلوا، لأَکلوا، لأَکلوا؛ یعنی مادّیّاتمان هم بند به همین است. چون قرآن ذکر است، نحن نزّلنا الذّکر، ومن اعرض عن ذکری فإنّ له معیشةً ضنکا.

یک سِری گیر و گورها هم شاید به خاطر این باشد که قرآن برای ما کتاب اصلی نیست. خدا به پیغمبر می گوید اگر می خواهی سخنرانی کنی، باید روی قرآن صحبت کنی؛ آیه اش هم این است: لتبیّن للنّاس ما نزّل؛ یعنی تبیّن ما نزّل. بله، شعر و خواب و تحلیل سیاسی هم هست امّا اگر آنها هم بند به قرآن باشد ارزش دارد. یک وقت امام فرمود: حفظ نظام از اوجب واجبات است، حتّی از نماز واجب تر است! من جا خوردم. بعد دیدم قرآن اشاره دارد به اینکه حفظ نظام از نماز واجب تر است، چون عدّه ای که پای خطبه های نماز جمعه پا شدند رفتند سراغ خرید، قرآن می گوید اینها بی ادبند؛ و اذا رأَوا تجارةً او لهواً انفضّوا الیها، در ادامه می گوید «و ترکوکَ »، اینها پیغمبر را تنها گذاشتند، نمی گوید «ترکوها»، باید بگوید «ترک الصّلاة» یا «ترک الخطبه»؛ یعنی بدتر از رها کردن خطبه و بدتر از رها کردن نماز، رها کردن رهبر آسمانی است، ذا می گوید «ترکوکَ»؛ به هرحال. رفتم یک مسجدی، دیدم «مرگ بر آمریکا» نمی گویند؛ گفتم اینجا نمی گویند؟ گفتند نه، اینجا مسجد مقدّسین است. عالمش عالم وارسته ای بود؛ گفتم من می خواهم صحبت کنم نیم دقیقه؛ گفت: بگو؛ گفتم: قرآن چهار صفت گفته، در مسجدِ شما دو تا هست؛ قرآن می گوید: «اشدّاء علی الکفّار، رحماء بینهم، بعد (هم) «تراهم رکّعاً سجّدا»؛ (در مسجد) شما «رکّعاً» هست، «سجّداً» هست، «اشدّاء علی الکفّار» در مسجدتان نیست، «رحماء بینهم» نیست؛ چرا نیست؟ فکر می کنید مقدّسید! آقا گفت: درست است. دیگر از آنجا شعار را گفتند. یعنی اگر هم خواستیم مردم را به انقلاب هم دعوت کنیم، اگر از راه قرآن وارد شویم می پذیرند، اگر همین طور فقط صحبت کنیم، می گویند «خب این نظر ایشان است، ما این نظر را قبول نداریم».

راجع به مرجعیّت صحبت بود، خب مرجعیّت بیشتر روی علم و تقوا صحبت می کنند، حق هم هست، در قرآن هم هست و قبول، روی چشم؛ امّا غیر از «اعلم » و «اتقی»، مگر این آیه در قرآن نیست؟ ترهبون به عدوّالله، اشدّاء علی الکفّار. اگر امام به شاپور بختیار نمی گفت «من توی دهن این دولت م یزنم»، شاپور بختیار فرار می کرد؟ مقام معظّم رهبری فرمود: رئیس جمهور آمریکا، رئیس جمهور فرانسه، نخست وزیر کجا، اینها جنایتکارند. غیر از «اعلم » و «اتقی» باید یک کسی هم یک تشری بزند، هی «اعلم » و «اتقی» نگوییم. «اعلم » روی چشم، «اتقی» روی چشم امّا این آیه ها هم هست. منبرها باید یک جوری باشد که محور، قرآن باشد؛ بله، حدیث هم باید باشد، تاریخ هم باید باشد، هرچی باید باشد، باشد؛ امّا سهم قرآن در منبرها کم است.

الان ماه رمضان جلو ما است، یک ماه است؛ توفیقی است امسال و چند سال که ماه رمضان و تابستان به هم سوار می شود. خیلی خب، دوازده میلیون بچّه مدرسه ای داریم؛ چند سال پیش آقای بوشهری می گفت که ما بیست هزار طلبه کت شلواری داریم که این دیپلمش را گرفته، لمعه اش هم تمام شده امّا معمّم نیست -در سیاسی عقیدتی نیست، امام جمعه، قاضی، اهل منبر، در نهاد رهبری در دانشگاه نیست- روحانی نیست ولی خب، لمعه اش را خوانده، دیپلم هم دارد؛ این با پسرعمّه ها و پسرخاله هایش می تواند جلسه های محلّی درست کند تا «انذر عشیرتک الاقربین » راه بیفتد. هر هجده ساله ای می تواند ده، پانزده تا ده، سیزده ساله را دعوت کند. این آموزش روخوانی قرآن یک مهارت است، هشت ساعته می شود آموزش بدهید، هشت ساعت بیشتر کار ندارد. شما اقوال را مطالعه کن، امّا روی منبر نباید اینها را بگویید، در منبر یک تفسیر روان بگویید، دو سه برابر ترجمه؛ روخوانی قرآن مهم است. ماه رمضان جلو ما است، عظمت رمضان به روزه نیست فقط، عظمت رمضان به قرآن است؛ نمی گوید «الّذی کتب علیکم الصّیام»، می گوید: شهر رمضان الّذی انزل فیه القرآن.

در این مسئله محوریّت قرآن، باید یک نهضت تفسیری بشود. تجوید راه افتاده، حفظ قرآن راه افتاده، الحمدلله. ما دو علم داریم در قرآن که این دو علم با توبیخ است، یعنی با توبیخ می گوید که چرا نمی روی سراغش؟ یکی تفقّه است: «لولا نفر» -آیه ی «نفْر»- چرا نمیروید «لیتفقّهوا»؟ این «تفقّه» با توبیخ؛ الحمدلله حوزه ها هم براساس همین آیه راه افتاد، فعّالند. یک آیه دیگر هم داریم، آن هم تدبّر است، می گوید: افلا یتدبّرون القرآن؛ منتها تفقّه یک توبیخ دارد -«لولا نفر لیتفقّهوا» یک توبیخ دارد- امّا در آیه تدبّر دو تا توبیخ هست: (اوّل) «افلا یتدبّرون»، دو مرتبه -توبیخ دوّم- «ام علی قلوبٍ اقفالها»؛ دو تا توبیخ برای تدبّر است. حدیثی از امام رضا هست که فرمود: اینکه نماز واجب شد برای این است که قرآن از مهجوریّت بیاید بیرون.




برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده توسط Ramezan در یکشنبه، ۹ دی ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۴۷ قبل از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
هیچ نظری برای این نوشته وجود ندارد، شما اولین نظر را بنویسید ...
 captcha