تبلیغات
از آداب و رسومی مذهبی که در بین ایرانیان، به مانند دیگر مسلمانان جهان، رواج بسیاری دارد، سنت پسندیده تهیه و توزیع غذاها و خوراکی­ های نذری در بین فقرا و مردم می باشد؛که در ایام خاص مذهبی، به مانند شب ضربت خوردن و شهادت امام علی (ع) ، شبهای قدر ماه رمضان، ایام میلاد و شهادت و همچنین به امامت و یا ولایت رسیدن پیامبران و امامان، و بخصوص در ایام ماه محرم و صفر (ده روز اول محرم، تاسوعا و عاشورا، سوم ، هفتم و چهلم شهادت سالار شهیدان) به اوج خود می­رسد.
این رسم به اشکال مختلف از یک لیوان شربت و چای گرفته تا بسته­ هایی از خوراکی های مختلف و غذاهایی به مانند آش، خورشت و پلو (که قیمه عاشورا معروفترین آنهاست)، حلیم و شله زرد و ... و سفره­ های نذری، به جهت ادای نذر و یا ثواب آن نمود می یابد. و همانگونه که گفته شد این نذورات، در ایام محرم ، بیشترین کثرت و تنوع را می یابد. در این ایام غذاها و خوراکی های بسیاری "با توجه به نوع نذر فرد و با هزینه یک و یا چند نفر و گاهی با هزینه عمومی، طی مراسم خاصی پخت و بین مردم تقسیم می شود و گاهی فردی نیز نذر می کند که بخشی از مایحتاج غذا را مهیا سازد. "
در بین مردم خراسان، در ایام محرم و صفر علاوه بر مراسم های سوگواری مذهبی متنوع همچون مرثیه خوانی، سینه زنی، تعزیه خوانی، زنجیرزنی، علم و کتل کشی، نخل گردانی، مشعل گردانی، بیل زنی و ...، سفره های نذری مختلفی نیز مرسوم می باشد. از جمله متداول ترین سفره­ها و خوراکی­ های نذری در بین خراسانیها می توان به آش ابودردا، آش اُماج -کُماج ،آش سرکوچه (بُلغورخیر) ، حلوای دوازده امام، دیگچه حضرت زهرا، سفره بی بی سه شنبه ، سفره حضرت ابولفضل، آش عباس علی ، سفره حضرت رقیه خاتون، سمنو، نخود مشکل گشا، نون و ماست گنبد خشتی اشاره نمود , که به نام ائمه و اطهار و شخصیت­های مقدس بوده و در تمامی ایام سال و همچنین در ایام محرم و صفر به جای آورده می شود.



آش ابودردا:
مردم خراسان، برای دفع بیماری از خانه و شفای بیمار خویش، آشی به نام "آش ابودردا " می پزند و بین فقرا تقسیم می کنند. این آش روز چهارشنبه آخر صفر پخته می شود. این آش از هفت رنگ آجیل (منظور هفت نوع بنش و حبوبات) گدایی شده از هفت خانه ای که شخصی به نام فاطمه در آن زندگی می کند و آرد و سبزی که از عطار یا سبزی فروش رو به قبله خریده شده باشد و... تهیه می شود.
اگر مریض شفا یافت، صاحب نذر باید تا آخر عمر همه ساله در روز چهارشنبه آخر ماه صفر، "آش ابودردا "تهیه و بین فقرا و آشنایان تقسیم کند.

دیگچه حضرت زهرا(س):
دیگچه حضرت زهرا (س) برای هر نذر و حاجتی مناسب است و سفره آن روز چهارشنبه آخر ماه صفر انداخته می شود.(غذایی شبیه شیربرنج از برنج و شیر و شکر و گلاب و روغن تهیه می شود.) اعتقاد بر این است که دیگچه حضرت زهرا را نباید آسمان ببیند و همچنین مرد و زن آبستن نباید از آن بخورد. ولی نوع دیگری از دیگچه هست که به دیگچه امیرالمومنین (ع) یا دیگچه زین العابدین بیمار معروف می باشد که دقیقا مثل این دیگچه است و مردها و زنان آبستن نیز می توانند از آن بخورند.




آش اُماج (یک نوع آش) کُماج (یک نوع نان):
آش اُماج کُماج یکی از غذاهای نذری است که از حیث مراسم، شباهت زیادی به سفره "بی بی سه شنبه "دارد و برای هر حاجتی از قبیل شفای بیمار، سلامت مسافر و ادای قرض به جا آورده می شود و زنان مخصوصا در مورد خلاصی شوهر و فرزند از زندان به این سفره متوسل می شوند. این سفره مخصوص ام البنین (ع)، مادر حضرت ابوالفضل (ع) می باشد و هرکس هم این سفره را نذر کند باید به نیت آن خاتون بزرگوار باشد.
این آش از آردی که از سه یا هفت خانه ای که فاطمه نامی در آن زندگی می کند، گرفته شده؛ به اضافه روغن، زعفران، ادویه،حبوبات و سایر مواردی که از عطار سرگذر خریداری شده، تهیه می شود.
این آش در اتاقی در بسته پخته می شود و اعتقاد بر آن است که نباید آن را، مردان و زنان حامله بخوردند، چرا که در غیر اینصورت، مردی که از آن بخورد به زندان خواهد افتاد و فرزند زن اگر پسر باشد، نیز روزی در زندان گرفتار می شود.




برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید 
+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۱۱ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۹:۴۸ قبل از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
مهم ترین فرقه های شیعه، در دو قرن اول و دوم انشعاب یافته اند و با پایان یافتن قرن دوم جدایی قابل ملاحضه ای در شیعه رخ نداده است لذا اصحاب ملل و نحل، در مقابل واقفیه، به شیعیان امامی که قائل به امامت امام رضا ـ علیه السّلام ـ شدند، قطعیه و اثنا عشریه گفته اند که به امامت امام رضا ـ علیه السّلام ـ و امامان بعد از او تا امام عصر ـ علیه السّلام ـ قائل اند.[1] البته در قرن اول هجری هم تا سال 61 هجری، یعنی تا شهادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ، انشعابی در تشیع رخ نداده است؛ اگرچه شهرستانی فرقه غلات سبئیه را انشعابی از شیعه می داند که در عصر حضرت امیر ـ علیه السّلام ـ رخ داده است.[2] در حالی که در اصل وجود شخصی به نام ابن سباء تردید است.[3] با این حال به گفته رجال کشی، عده ای غالی در زمان علی ـ علیه السّلام ـ بوده اند که آن حضرت آنان را امر به توبه کرده و چون توبه نکرده اند، ‌اعدامشان کرده است.[4]
امام حسن و امام حسین ـ علیهما السّلام ـ کیان مسلمانان موقعیت ممتازی داشتند و تنها ذریه پیامبر به شمار می آمدند و علاوه بر شیعه عموم مسلمانان هم آنان را اولی به خلافت می دانستند؛ لذا در زمان این دو بزرگوار، شبهه ای در امر امامت پیش نیامد و هیچ انشعابی رخ نداد، بعد از شهادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ، ما شاهد انشعاب در تشیع هستیم که فرقه های منشعب شده، عبارت اند از:
کیسانیه: معتقدان به امامت محمد حنفیه.
زیدیه: معتقدان به امامت زید بن علی
ناووسیه: قائلان به غیبت و مهدویت امام صادق ـ علیه السّلام ـ.
فطحیه: کسانی که به امامت عبدالله افطح، فرزند امام صادق ـ علیه السّلام ـ قائل بودند.
سمطیه: معتقدان به امامت محمد دیباج، فرزند دیگر امام صادق ـ علیه السّلام ـ.
اسماعیله: کسانی که به امامت اسماعیل، فرزند امام صادق ـ علیه السّلام ـ معتقدند.
طفیه: کسانی هستند که معتقدند امام صادق ـ علیه السّلام ـ به امامت موسی بن طفی وصیت کرده است.
اقصمیه: کسانی که می گویند امام صادق ـ علیه السّلام ـ به امامت موسی بن عمران اقمص وصیت کرده است.
یرمعیه: کسانی که می گویند: امام صادق ـ علیه السّلام ـ به امامت یرمع بن موسی وصیت کرده است.
تمیمیه: گروهی که قائل هستند امام صادق ـ علیه السّلام ـ در امامت، شخصی به نام ابی جعده بوده است.
یعقوبیه: منکران امامت موسی ین جعفر ـ علیه السّلام ـ که می گویند امامت در غیر فرزندان امام صادق ـ علیه السّلام ـ می تواند باشد؛ بزرگشان شخصی به نام ابو یعقوب بود.
ممطوره: کسانی که در مورد امام کاظم ـ علیه السّلام ـ توقف کرده و گفتند ما نمی دانیم آن حضرت از دنیا رفته یا نه.[5]؛
واقفیه: کسانی که قائل اند امام کاظم ـ علیه السّلام ـ نمرده و تا قیامت نخواهد مرد.[6]
ابته بعضی از این فرقه ها به فرقه های کوچک تری نیز منشعب شده اند؛ مثلاً کیسانیه در مورد امامت محمد حنفیه دو گروه بودند:
عده ای قائل بودند که محمد حنفیه بعد از امام حسین ـ علیه السّلام ـ به امامت رسیده است؛ گروهی دیگر می گفتند، که محمد حنفیه پس از پدرش علی ـ علیه السّلام ـ امام بوده است؛ و بعد از این که امامت را به پسرش، ابو هاشم، نسبت می دهند نیز چند گروه شده اند: گروهی معتقد بودند که ابو هاشم به امامت محمد بن علی عباسی وصیت کرده است؛ گروه دوم قائل بودند، که ابو هاشم به امامت برادرش علی بن محمد حنفیه وصیت کرده است؛ گروه سوم می گفتند، که ابو هاشم برادرزاده اش، حسن بن علی را جانشین خود کرده است؛ گروه چهارم نیز معتقد بودند وصی ابو هاشم در امامت عبدالله بن عمروکندی بوده است.[7] زیدیه نیز به سه گروه اصلی تقسیم می شوند:
جارودیه:[8] بعد از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ، علی ـ علیه السّلام ـ را مستحق خلافت می دانستند و عقیده داشتند پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن جناب را با وصف به مردم شناساند، نه با اسم. مردم در عدم شناسایی ایشان تقصیر کردند و ابوبکر را اختیار نمودند و با این کار کفر ورزیدند.
سلیمانیه:[9] قائل هستند امامت با شورا تعیین می شود و امامت مفضول را با وجود افضل جایز می شمارند و از این راه مشروعیت خلافت ابوبکر و عمر را اثبات می کنند و امت را در عدم اختیار علی ـ علیه السّلام ـ خطار کار می دانند که خطایشان به درجه فسق نمی رسد. عثمان را نیز تکفیر می کنند.
بتریه:[10] عقاید اینان نیز مانند عقاید سلیمانیه است. با تفاوت که در مورد عثمان توقف می کنند.[11]
فرقه اسماعیلیه نیز به سه دسته تقسیم شدند:
فرقه ای قائل اند که امام بعد از امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرزندش، اسماعیل است و او نمرده و زنده است و مهدی موعود می باشد.
فرقه دوم قائل شدند که اسماعیل مرده و امامت به پسرش محمد منتقل شده و او غیب است و ظاهر خواهد شد و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.
فرقه سوم نیز مثل فرقه دوم قائل به امامت محمد بن اسماعیل هستند، با این فرق که می گویند محمد مرده و امامت در نسل او باقی مانده است.[12] البته اکثر این فرقه ها عمر چندانی نداشتند و به سختی می شود نام فرقه بر آنان اطلاق کرد. بلکه گروه هایی بودند که با مرگ رهبرانشان منقرض می شدند و در صحنه های سیاسی ـ اجتماعی نمودی نداشتند. از میان این فرقه ها سه فرقه کیسانیه، زیدیه و اسماعیلیه در قرن اول، دوم و سوم دوام و ظهور داشتند. البته فرقه اسماعیلیه، اگر چه در قرن دوم و بعد از وفات امام صادق نمودی نداشت و به اصطلاح، ائمه آن در خفا به سر می بردند.[13]
در قرن اول هجری، پس از شیعه امامیه، تا خروج زید، کیسانیه مؤثرترین فرقه شیعه بوده است. کیسانیه در قیام مختار نمود و ظهور داشت و اگر خود مختار را کیسانی ندانیم بسیاری از نیروهایش بر مذهب کیسانی بودند.[14] این فرقه تا پایان قرن اول، فعالیت سیاسی داشت و ابو هاشم، عبدالله بن محمد حنفیه که رهبر این فرقه بود، برای نخستین بار واژه های داعی و حجت را بر مبلغانش اطلاق کرد و بعدها توسط سایر فرق چون عباسیان، زیدیان و اسماعیلیان مورد استفاده قرار گرفت.
آخرین نمود سیاسی ـ اجتماعی کیسانیان را می توان در قیام عبدالله بم معاویه ـ از تبار جعفر طیار ـ جست و جو کرد؛ چنان که شهرستانی می گوید:
«عده ای از کیسانیان معتقد به وصایت عبدالله بن عمروکندی بودند و آنگاه که از او کذب و خیانت مشاهده کردند، به امامت عبدالله بن معاویة بن عبدالله بن جعفر طیار قائل شدند... میان اصحاب عبدالله بن معاویه و اصحاب و پیروان محمد بن علی اختلاف شدیدی در امامت بود».




برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۱۱ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۹:۴۳ قبل از ظهر، ۲ بازدید ، بدون دیدگاه