تبلیغات
​برای نورانی‌تر شدن سفر پیاده‌روی اربعین، احساس وظیفه کن.
​رفقا هی می‌پرسند چیکار کنیم این سفر نورانی‌تر بشه؟ دارم عرض می‌کنم. احساس وظیفه کن. بگو یا ابی عبدالله من وظیفمه اومدم. من کاری نکردم.

من باید در راه تو قطعه‌قطعه می‌شدم؛ خونوادمم به اسیری می‌بردند. حالا که الحمدالله همه دارن پذیرایی می‌کنند. من شرمنده‌ام. دیگه چند قدم پیاده برای تو نیام؟ پس به چه دردی می‌خوره زندگی‌ام؟ نسل‌های آینده، بچه‌هام خواهند پرسید؛ بابای تو، بابابزرگ تو، اربعین راه افتاده بود؛ می‌رفت؟ من وظیفمه من کاری نکردم.

​هرسال چند بار برم زیارت امام حسین(ع) کربلا؟
من بقیۀ این روایت رو نمی‌خونم؛ تا اون روایتی که می‌فرمایند: "حقٌّ علی الغَنیّ أن یأتی قبر الحسین علیه‌السلام" واجب است بر کسی که غنی است؛ "فی السَّنة مَرَّتین" در یکسال دو بار باید بیاد. "وحَقٌّ علی الفقیر" و اگر کسی نداشت چی؟ "أن یأتیه فی السَّنَةِ مَرَّة" کسی نداشت؛ یک‌بار بره. هرسال بره. نه یک‌بار بره مثل حج که یک‌بار اگر رفتی اون هم اگه داشتی. حالا نداشتی چی؟ هیچی! هرسال فقط یک‌بار برو زیارت قبر حضرت ابی عبدالله الحسین.

​هرسال چند بار برم زیارت امام حسین(ع) کربلا؟

چرا این‌ها می‌خواهند ما هرسال همه جمع بشیم کربلا؟​
چرا این‌رو به ما فرمودند؟ چرا این‌ها می‌خواهند ما همه جمع بشیم اینجا؟ به خدا قسم اگر هرسال جمع شده بودیم کربلا؛ -مثل این اربعین‌هایی که تازه شروع کردیم- قدرت ما، امنیت، رفاه، آزادی، همه چی برای ما آورده بود. و ما امنیت و رفاه و آزادی و خوشبختی رو برای همۀ مردم جهان هم هدیه داده بودیم.


چرا این‌قدر جفا می‌کنی؟!​
در یک روایت دیگری امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: "یا سدیر! تزور قبر الحسین فی کل یوم" زیارت می‌کنی قبر ابی‌عبدالله الحسین را هرروز؟ گفتم آقا نه! هرروز؟! نه. تعجب می‌کنه. بعد حضرت می‌فرماید:"ما أجفاکم" چرا انقدر جفا می‌کنی گفت: آقا آخه من هرروز چه جوری؟ فرمود: هرروز نمی‌تونی؛ هفته‌ای یک‌بار، نشد ماهی یک‌بار، نشد سالی یک‌بار،. امام صادق(ع) از هرروز شروع می‌کنند.
خدا شاهده من این‌هارو برم بالای منبر بگم که اصلاً کسی قبول نمی‌کنه از ما که! میگن آقا بیخود حرف نزن این مردم زندگی دارن. من این کلمات امام صادق(ع) رو دارم برای شما میگم. بعد حضرت در ادامه می‌فرماید که: نمی‌تونی هرروز بری زیارت؟ همون جایی که هستی؛ خونت هستی؛ برو روی یک جای بلندی رو به قبر ابی عبدالله الحسین بایست؛ سه مرتبه بگو " صلی‌الله علیک یا اباعبدالله، صلی‌الله علیک یا اباعبدالله ، صلی‌الله علیک یا اباعبدالله "

چرا ما باید هرروز سلام بدیم به ابی‌عبدالله حسین(ع)؟
​رفقا! من سؤال از شما می‌کنم چرا؟ قرار شد موضوع بدیم برای فکر. چرا ما باید هرروز سلام بدیم به ابی‌عبدالله حسین؟ این کجای دین مارو درست می‌کنه؟ این کجای روح مارو اصلاح می‌کنه؟ این چه جوری در خون ما جاری می‌شه؟ بعد چه آثاری داره؟توروخدا روش فکر کنید. چرا امام صادق(ع) با ما این‌جوری صحبت می‌فرمایند؟




برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۹:۱۰ قبل از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
چکیده:
نهم ربیع الاول، نه تنها نخستین روز امامت امام عصر علیه السلام است، بلکه آغاز دوره ای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار می آید . در سال روز نهم ربیع الاول که یادمان آغاز امامت ولی عصر علیه السلام است، تصمیم گرفتیم در چند سطر کوتاه به رخ دادهایی که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام در سامرا روی داد، اشاره کنیم .

روز جمعه، هشتم ربیع الاول سال 260 هـ.ق، امام حسن عسکری علیه السلام پس از این که نماز صبح را خواندند، بر اثر زهری که هشت روز قبل معتمد به ایشان خورانده بود، به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی روی داد که امام یازدهم افزون بر این که مانند پدران خود زمینه را برای غیبت آماده کرده بود، شب پیش از شهادت شان، دور از چشم مأموران خلیفه، نامه های بسیاری به شهرهای شیعه نشین فرستادند. خبر شهادت امام در سراسر شهر سامرا پیچید و مردم به احترام او عزاداری کردند. به گفته مورخان، در روز شهادت امام، سامرا به صحرای قیامت تبدیل شده بود .
عثمان بن سعید عمری، به نمایندگی از حجت بن الحسن علیه السلام متصدی غسل و کفن و دفن حضرت شد و بر اساس گفته شیخ صدوق، خود امام زمان علیه السلام با کنار زدن عمویش جعفر که قصد نمازگزاردن داشت، بر بدن پدر بزرگوارش نماز خواند .
حکومت عباسی از مدت ها پیش بر اساس سخن رسول الله صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام مبنی بر این که مهدی فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است، امام یازدهم را زیر نظر داشت و مراقب بود تا فرزندی از ایشان نماند، ولی امام یازدهم با پنهان نگه داشتن خبر ولادت فرزندش این نقشه را باطل کرده بود. پس از شهادت امام کم کم خبر فرزندی به نام مهدی علیه السلام پخش شد و تلاش چند باره خلیفه عباسی برای یافتن امام مهدی علیه السلام به نتیجه نرسید .
عثمان بن سعید، نائب اول امام بود و با آغاز غیبت ولی عصر علیه السلام توقیعات حضرت را به شیعیان می رساند. از همین زمان بود که شیعیان برای نخستین بار طعم غیبت را چشیدند. آغاز غیبت صغرا مصادف با آغاز امامت حضرت مهدی علیه السلام بود تا مردم آرام آرام با مفهوم تلخ و دردناک غیبت آشنا شده، بتوانند تا آن زمان که به اشتباه خود پی می‌برند و به وظایف خود در برابر امامان آگاه می‌شوند، همچنان دیندار بمانند. در دوران غیبت صغرا چهار نایب خاص، امر وساطت میان امام علیه السلام و شیعیان را به عهده داشته و چنان‌که خواهیم دید، همه آنها معروف و سرشناس بوده‌اند. آنان احکام دین را از وجود اقدس امام زمان علیه السلام گرفته و در اختیار شیعیان می‌گذاشتند .
سؤالات [کتبی و شفاهی] ایشان را به حضور امام زمان علیه السلام برده و سپس پاسخ را به شیعیان می‌رسانیدند و همچنین، وجوه شرعی شیعیان را با وکالتی، که از امام داشتند، می‌گرفتند [و به حضرت تحویل می‌دادند یا با اجازة ایشان مصرف می‌کردند] آنان جمعی بودند که امام حسن عسکری علیه السلام در زمان حیات خود عدالتشان را تأیید فرمود و همه را به عنوان امین امام زمان علیه السلام معرفی کرد و بعد از خود، ناظر املاک و متصدی کارهای خویش گردانید، و آنها را با نام و نسب به مردم معرفی نمود .




برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۹:۰۷ قبل از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
ماه ربیع الاول آغاز شده است؛ ماهی که در آن حوادث تاریخی مهمی اتفاق افتاده است که از آن جمله، حادثه مهم و تاریخی لیله المبیت، هجرت حضرت محمد صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه، ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق علیه السلام، ازدواج حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم با حضرت خدیجه علیها السلام، آغاز امامت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه و هلاکت یزید بن معاویه از جمله حوادث فرخنده این ماه است. همچنین غزوه بنی نضیر در سال چهارم هجری، صلح امام حسن مجتبی علیه السلام با معاویه در سال 41 قمری، شهادت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام در سال 260 قمری، واقعه احراق مکه در هنگام جنگ یزید با عبدالله بن زبیر در سال 64 قمری، حادثه صاحب زنج و قتل 300 هزار نفر از مردم بصره به دست موفق عباسی در سال 258 از دیگر حوادث مهم ماه ربیع الاول است.

مناسبت های ماه ربیع ‎الاول:

شب اول ربیع الاول:

این شب به نام «لیله المبیت» مزین است، در این شب یک حادثه مهم تاریخی واقع شده است؛ در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(ص) از مکه به قصد هجرت به سوی مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیرمؤمنان حضرت علی(ع) برای اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر آن حضرت خوابید و مشرکان قریش که خانه رسول خدا(ص) را محاصره کرده بودند، به گمان آن که ایشان در بستر آرمیده است، تا صبح منتظر ماندند و چون صبحگاهان با شمشیرهای برهنه به منزل آن حضرت هجوم بردند تا رسول اللّه(ص) را بکشند، حضرت علی (ع) را دیدند که از آن بستر برخاست، بدین ترتیب، پیامبر گرامی اسلام(ص) در فرصتی مناسب خود را از چنگال مشرکان قریش نجات داد و امام علی(ع) نیز با این فداکاری، عشق، علاقه و برادری خود را نسبت به ایشان نشان داد؛ این در حالی بود که هر زمان ممکن بود کسی را که در آن بستر خوابیده بود به قتل برسانند. بنابراین آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَئُوفٌ بِالْعِبادِ; (سوره بقره، آیه 207) بعضی از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودی خدا می فروشند; و خداوند نسبت به بندگان مهربان است» در حق امیرالمومنین (ع) نازل شد. سال هجرت رسول خدا (ص) مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحولی عظیم در جهان اسلام روی داد.

روز هشتم ربیع الاول:

در روز هشتم این ماه در سال 206 هجری قمری، شهادت امام حسن عسکری(ع) طبق روایتی واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزمان، حجه بن الحسن ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ آغاز گردید. روز دهم ربیع الاول: روز ازدواج رسول خدا (ص) با حضرت خدیجه کبری(ع) است به همین مناسبت روزه این روز به عنوان شکرگزاری مستحب شمرده شده است.

روز دوازدهم ربیع الاول:

این روز مطابق نظر مرحوم شیخ کلینی و مسعودی و همچنین مشهور میان اهل سنت، روز ولادت با سعادت نبی مکرم اسلام حضرت محمد (ص) است. همچنین در این روز، رسول خدا (ص) بعد از 12 روز که مسیر راه میان مکه و مدینه را پیمودند وارد مدینه شدند و نیز روز انقراض دولت بنی مروان در سال 132 هجری قمری است.

روز چهاردهم ربیع الاول:

در سال 64 هجری قمری در چنین روزی، یزید بن معاویه به هلاکت رسید. وی پس از سه سال و نه ماه خلافت که همراه با جنایات عظیمی بود - که مهمترین آن واقعه کربلا و شهادت حضرت ابی عبداللّه الحسین (ع) و یارانشان است - در سن سی و هفت سالگی در منطقه «حوران» زندگیش به پایان رسید; جنازه اش را در دمشق دفن کردند، ولی اکنون اثری از آن نیست.

شب هفدهم ربیع الاول:

طبق روایات مشهور شیعه، شب ولادت حضرت خاتم الانبیاء رسول معظم اسلام (ص) است و شب بسیار مبارکی است. همچنین یکسال قبل از هجرت رسول خدا (ص)، در چنین شبی معراج آن حضرت صورت گرفت. روز هفدهم ربیع الاول: همان گونه که گفتیم مشهور میان علمای امامیه آن است که روز هفدهم ربیع الاول، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمد بن عبداللّه (ص) است و معروف آن است که ولادتشان در مکه معظمه، واقع شده است و زمان ولادت آن حضرت هنگام طلوع فجر، روز جمعه، سال عام الفیل بوده است. (عام الفیل سالی است که ابرهه با لشکرش که بر فیل سوار بودند به قصد تخریب کعبه آمد، ولی همگی نابود شدند و پیامبر مکرم اسلام در همان سالی به دنیا آمدند که این رخداد به وقوع پیوست). همچنین در چنین روزی در سال 83 هجری قمری، ولادت امام صادق (ع) واقع شده است و از این جهت نیز بر اهمیت این روز افزوده شده است.






برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۲۱ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۹:۵۱ قبل از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
سر نماز، شبیه حرم امام رضاست. این کفشاتو در بیار سر نماز وایسادی! با کفش نمیشه نماز بخونی. شبیه حرم امام رضاست!

دم در کفش دارا کفشتو می‌گیرند. - کفشتو بده!
کفش هم که می‌دونید یعنی چی؟ تو قران کفش یعنی چی؟
"إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ ۖ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًی"
]منم پروردگار تو، نعلین (همه علایق غیر مرا) از خود به دور کن که اکنون در وادی مقدس طوی (و مقام قرب ما) قدم نهاده‌ای. [


إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ ۖ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًی
کفش هاتو در بیار. تو اومدی به وادی مقدس طوی. الان اینجا جایی ایستادی که من با تو صحبت کردم. این کفش میگن فکر دنیا و اهل‌وعیال رو از ذهنت خارج می‌کنه. تو روایت هست. کفشتو می دی. یعنی فکر دنیارو میدی. فکر دنیا رو بده؛ برو حرم. بعد میگی "السلام علیک یا علی بن موسی الرضا‎"، آقا سلام.
آقا می‌فرماید که: چی می‌خواستی؟ برای گرفتاریت اومدی؟
میگی نه! کفشمو درآوردم دم در. آقا تو خوبی؟چقدر تو نازنینی!
بعد زیارت امین‌الله می خونی. یک کلمه دعا برای دنیا نمی‌کنه. می گه چقدر عالیه همه‌چیز!
سر نماز شبیه حرم امام رضاست. می گه کفشاتو در بیار سر نماز وایسا. با کفش نمیشه نماز بخونی!
اونوقت حالا سر نماز وقتی کفشاتو در بیاری بدی دست خدا، ای خدا. – میگه کفشاتو بده من. وایسا بخون!
داری کفشتو در میاری بدی دست خدا ها! بعد از نماز کفشاتو میده؛ واکسش زده! تو کفشتو دربیار.



برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۲۱ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۹:۴۸ قبل از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
پیامبر اکرم(ص) پس از بیست و سه سال دعوت و مجاهدت و ابلاغ پیام الهی و پس از فراز و نشیب‌های فراوان در راه انجام رسالت بزرگ خویش، سرانجام در روز دوشنبه، بیست و هشتم ماه صفر یازدهم هجرت[1] پس از چهارده روز بیماری[2] و کسالت، رحلت فرمودند و در هجرۀ مسکونی خویش در جوار مسجدی که تأسیس کرده بود، به خاک سپرده شد.

آخرین روزهای وفات پیامبر(ص)
پیامبر(ص) شب پیش از بیماری شدیدش در حالی که دست علی(ع) را گرفته بود، همراه جماعتی برای طلب آمرزش به قبرستان بقیع رفت و برای اهل قبور درود فرستاد و برای آنان طلب استغفار طولانی کرد. آنگاه به علی(ع) فرمود: «جبرئیل هر سال یک مرتبه قرآن را بر من عرضه می‌کرد؛ ولی امسال دو مرتبه این امر صورت گرفته است و این دلیلی ندارد مگر اینکه اجل من نزدیک باشد.»[3]

پس به علی(ع) گفت: «اگر من از دنیا رفتم، تو مرا غسل بده.»[4] در روایت دیگر آمده است که «فرمودند: به هر کسی وعده‌ای دادم، باید آن را بگیرد و به هر کسی دِینی دارم، باخبرم سازد.»[5]

پیامبر(ص) که گویا از حرکات زنندۀ برخی از زوجات و صحابۀ خود و تخلف برخی از یاران ناراحت شده بود، برای پیش‌گیری از بدعتها، فرمود: «ای مردم، آتش فتنه شعله‌ور شده و فتنه‌ها مانند پاره‌های شب تاریک، رو آورده و شما هیچ دستاویزی علیه من ندارید؛ زیرا من حلال نکردم مگر آنچه قرآن حلال دانسته و حرام نکردم مگر آنچه قرآن حرام داشته است.»[6]

پیامبر(ص) پس از این هشدار به منزل "ام‌سلمه" رفت و دو روز در آنجا ماند و گفتند خدایا تو شاهد باش که من حقایق را ابلاغ کردم.[7]

سپس پیامبر(ص) به منزل رفت و جماعتی به حضور طلبید و گفت: «مگر به شما امر نکردم که با جیش "اسامه" بروید؟ چرا نرفتید؟»

ابوبکر گفت: رفتم؛ ولی دوباره برگشتم تا تجدید عهد کنم. عمر گفت: نرفتم؛ چون نمی‌توانستم منتظر باشم تا حال شما را از کاروانیان بپرسم.[8]

رسول خدا(ص) از تخلف آنان سخت ناراحت شد و با همان حال کسالت به مسجد رفت و خطاب به اعتراض کنندگان فرمود: این چه سخنی است که درباره‌ی فرماندهی "اسامه" می‌شنوم شما پیش از این به فرماندهی پدرش هم طعن می‌زدید به خدا سوگند او برای فرماندهی لشکر سزاوار بود و فرزندش اسامه نیز برای این کار شایسته است. رسول خدا در بستر بیماری مرتبا به عیادت کنندگان خود به طور مرتب می‌فرمود، سپاه اسامه را حرکت دهید.[9]




برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۱۴ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۱۵ قبل از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
در پیاده‌روی اربعین هر قدم ثواب آزادی یک اسیر دارد.​
امام صادق (ع) می‌فرماید: " مَنْ أَتَی قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع مَاشِیاً " کسی بیاد برای زیارت قبر ابی عبدالله حسین "مَاشِیاً" پیاده بیاد؛ "کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ وَ بِکُلِّ قَدَمٍ یَرْفَعُهَا وَ یَضَعُهَا عِتْقَ رَقَبَهٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ
" برای هر قدمی که برمی‌داره؛ خدا برای او چی می نویسه؟ - برای هر قدمی که می‌گذاره و بر می‌داره- هر پایی که رو زمین می‌گذاره و هر پایی که بر می‌داره؛ خدا ثواب یک بنده آزاد کردن، یک اسیر آزاد کردن رو به او خواهد داد. اونوقت می‌فرماید چه اسیری رو آزاد می‌کنی؟ "مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ" از فرزندان حضرت اسماعیل(ع). می‌فرماید: گویی از بنی‌هاشم رو شما آزاد بکنی. نه یک آدم معمولی، یک برده معمولی و اسیر معمولی رو بخوای آزاد بکنی.


در پیاده‌روی کربلا آدم دعای مستجاب پیدا می‌کند.​
وقتی‌که این فرد می‌رسه به کربلای معلا؛ رسیدید انشالله بعد از دو روز سه روز حرم مطهر، اونجا خدا ندا می ده که بندۀ من، از من بخواه هرچی می‌خواهی بهت بدم. اونجا آدم دعای مستجاب پیدا می‌کند. این مقام، مقام ساده‌ای نیست.


اما چرا در بین این‌همه ثواب‌ها، اشاره شده به آزاد کردن اسیر، به آزاد کردن برده؟​
رفقا! شما می تونید با این قدم‌هایی که برمی‌دارید؛ بشریت رو آزاد کنید از اسارت. کار بزرگی دارید انجام می‌دهید. کار بزرگ خودتو ببینی؛ بهت اجر باعظمت و بزرگ میدن. اگر خودت باور نداشته باشی که کارت بزرگه، اونوقت اجر بزرگ هم به تو نخواهند داد. خودت باید بدونی کار مهمی داری انجام می‌دی.



برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۱۴ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۱۲ قبل از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه

مراسم های عزاداری ای که به مناسبت عاشورا و زیارت اربعین برای زنده نگاه داشتن واقعه شهادت امام حسین(ع) و 72 تن از یاران و اهل بیت شان در میدان حماسه کربلا در سال 61 هجری (680 میلادی) برگزار می شود، از جمله آیین های ویژه و منحصر به فردی است که شیعیان عراق تا به امروز آن را انجام داه و به آن پای بند بوده اند.

 

حرم و مرقد نورانی امام حسین(ع) در شهر کربلا (105 کیلومتری جنوب غربی بغداد) نقشی اساسی در پیدایش این آداب و تحول و تکامل آن داشته است. افزون بر این که شهر کربلا در چشم شیعیان و به ویژه شیعیان عراق، مرکز یک واقعه بزرگ تاریخی و روحانی است و مکانی مقدس و مهم برای زیارت های شیعه به شمار می آید، موقعیتی بی بدیل در به یادآوردن فاجعه کربلا و زنده کردن و سازگار نمودن ظاهری و باطنی افراد با حوادث آن واقعه دارد. هر سال میلیون ها نفر از شیعیان عراق، مراسم عزاداری عاشورا و اربعین را به صورت جمعی و در دسته های بزرگ عزا برگزار می کنند و آن دو روز بزرگ تاریخی را در کربلا جان تازه و دوباره می بخشند.

 

منظور از «مراسم اربعین» در این بحث، همه کارها و فعالیت هایی است که به مناسبت روز اربعین و یادبود شهادت امام حسین(ع) در کربلا، یعنی روز بیستم ماه صفر، دومین ماه در تقویم اسلامی، انجام می گیرد. از مهم ترین و بارزترین این اعمال، پیاده روی برای زیارت قبر امام حسین(ع) است که زائران، به صورت فردی و گروهی، معمولاً از خانه های خود و نیز از دیگر مبادی، با پای پیاده به راه می افتند و خود را در روز اربعین به کربلای مقدس می رسانند. علاوه بر رسم پیاده روی، آداب و اعمال دیگری همچون زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین و به راه افتادن دسته های بزرگ سینه زنی و زنجیرزنی نزدیک قبر سیدالشهدا(ع) نیز در این روز صورت می گیرد.

 

آنچه مراسم اربعین را از دیگر مراسم های مذهبی شیعه متمایز می سازد، بروز حالت همبستگی و یکپارچگی اجتماعی، به شکل روشن در طول برگزاری این مراسم است و مردم به دلخواه خود، خانه و خوراک و پوشاک و همه امکانات خود را برای عزاداران و شرکت کنندگان در مراسم هزینه می کنند و در این راه، از کوچک ترین خدمتی دریغ نمی ورزند.



برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید

+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۷ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۰۲ قبل از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
خُوب، بحث ما پیرامون سرّ اذان و اقامه بود. حالا امشب به یاری خدای عزوجل، ابتدا می‌خواهیم معنای "الله" و "اکبر" رو خدمت شما مطرح کنیم؛ تا یک مقدار به سرِّ این اسم مبارک بیشتر نزدیک بشیم. و بدانیم که چه سرّی است که در نماز، شروعِ نماز ما با تکبیر است؛ و در هر فصلی برای رفتن به رکوع و سر برداشتن از رکوع همش تکبیر [گفته می‌شود]؛ و اذان و اقامه ما نیز با تکبیر شروع می‌شود؟
حالا ابتدا راجع به الله‌اکبر، اولاً این‌که گفته می‌شود الله اسمی برای ذات است؛ اجازه بدین من اول معنای کلمه اسم رو خدمت شما مطرح بکنم. اسم یعنی چی؟



اسم در نزد اهل لغت و اهل معرفت یعنی چی؟​
آقا، می‌فرمایند اسم در عُرفِ لغت یه معنا دارد و اون یعنی لفظی که دلالتِ بر مسمی می‌کند. یعنی دلالت می‌کند بر یه شخص یا بر یه چیز. به این میگن اسم. مثلاً شما میگی فرض کن "درخت"، این اسم دلالت می‌کند بر اون مسمی. این معنا در اصطلاح اهل لغت است. اما در نزد اهل معرفت یه معنای دیگری دارد و اون اینه می‌فرمایند: اصلاً کلمۀ اسم، یعنی ذات با یک تَعیُّن خاص. حالا من یه مثال بزنم که یه مقدار مطلب انشا الله برای همه قابل‌توجه بشود. مثلاً شما می‌گویید: کلمه "مِنْبَر". در اصطلاح اهل لغت این "مِنْبَر" یه لفظی است که دلالت می‌کند بر این مسمی، این چوب‌ها با این هیئت خاص. اما گفتیم در نزد اهل معرفت " مِنْبَر" درواقع خود این ذات است. حالا به کلمه " مِنْبَر" توجه بکنید، کلمه " مِنْبَر" از مادۀ " نَبر" است. نَبر به معنای اون ارتفاع صوت است. بعد " مِنْبَر" یعنی محلی که درواقع بر آن ارتفاعِ صوت است. شخص می‌آید روی اون می‌نشینه چون بالاتر از بقیه قرار می‌گیره صداشو می‌تونه بالا بیاره و به همه برساند.



اسم ذات احتیاج به اسم دیگر دارد.​
اسم یعنی این ذات، یعنی همین حالتی که هست. پس بنابراین اون اسمی که می‌گیم ذات است؛ خود این درواقع احتیاج به یک اسم دیگر پیدا می‌کند. یعنی شما وقتی می‌گویید "مِنْبَر"، لفظ نیست. یعنی خود این هیئت. حالا برای اینکه در ذهن ما این هیئت تجسم پیدا بکند؛ ما اولاً یه لفظ براش میاریم که اون لفظ اون وقت یه مفهوم دارد [که] اون مفهوم دلالت می‌کند بر این. بنابراین می‌فرمایند این "اسمی" که در عُرف اهل لغت میگن، درواقع اسمِ اسمِ اسم است. پس کلمۀ اسم، اینکه می‌گیم: حالا "الله" اسم است؛ نه! قرضم این بود که شما این معنا رو توجه کنید.



"الله" یعنی خود اون ذات. نه لفظی که دلالت بر اون ذات می‌کند.​
پس الله اگر گفته می‌شود اسم است نه این‌که الله یه لفظی است، ال و لام و حمزه و لام و ها (الله) که این‌ها دلالت می‌کند بر اون ذات.نه! بلکه الله خود اون ذات است. عنایت فرمودید؟ بر همین اساس می‌فرمایند: همون طور که کنه ذات هرگز شناخته نمی‌شود؛ لفظ شریف الله هم هرگز معنایش را کسی نمی‌تونه بفهمد. دقت کردید؟! الله یعنی خود اون ذات. نه لفظی که دلالت بر اون ذات می‌کند. خیلی فرق است.


ادامه مطلب اسرار اذان و اقامه - استاد سعادت فر - قسمت چهارم از هفتاد دو
+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۷ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۰۰ قبل از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه