تبلیغات
مکان نمازگزار هفت شرط دارد:

شرط اوّل: آنکه مباح باشد بنا بر احتیاط واجب.

مسأله ۸۵۳ ـ کسی که در ملک غصبی نماز میخواند اگرچه روی فرش و تخت و مانند اینها باشد، ـ بنا بر احتیاط لازم ـ نمازش باطل است، ولی نماز خواندن در زیر سقف غصبی و خیمه غصبی مانعی ندارد.

مسأله ۸۵۴ ـ نماز خواندن در ملکی که منفعت آن مال دیگری است بدون اجازه کسی که منفعت ملک مال او میباشد، در حکم نماز خواندن در ملک غصبی است، مثلاً در خانه اجاره‌ای اگر مالک یا دیگری بدون اجازه مستأجر نماز بخواند، نمازش ـ بنا بر احتیاط واجب ـ باطل است.

مسأله ۸۵۵ ـ کسی که در مسجد نشسته، اگر شخص دیگری جای او را اشغال کند و بدون اجازه‌اش در آنجا نماز بخواند، نمازش صحیح است اگرچه گناه کرده است.

مسأله ۸۵۶ ـ اگر در جایی که نمیداند غصبی است نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، یا در جایی که غصبی بودن آن را فراموش کرده نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید، نماز او صحیح است. ولی کسی که خودش جایی را غصب کرده اگر فراموش کند و در آنجا نماز بخواند، نمازش بنا بر احتیاط باطل است.

مسأله ۸۵۷ ـ اگر بداند جایی غصبی است و تصرف در آن حرام است، ولی نداند که در جای غصبی نماز خواندن اشکال دارد و در آنجا نماز بخواند، نماز او ـ بنا بر احتیاط ـ باطل میباشد.

مسأله ۸۵۸ ـ کسی که ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، چنانچه حیوان سواری یا زین یا نعل آن غصبی باشد، نماز او ـ بنا بر احتیاط واجب ـ باطل است، و همچنین است اگر بخواهد سواره بر آن حیوان نماز مُستحبّی بخواند.

مسأله ۸۵۹ ـ کسی که در ملکی با دیگری شریک است اگر سهم او جدا نباشد، بدون اجازه شریکش نمی‌تواند در آن ملک تصرّف کند، و نماز در آن ـ بنا بر احتیاط واجب ـ باطل است.

مسأله ۸۶۰ ـ اگر ملکی را با پول خمس نداده خرید ولی معامله به نحو کلی فی‌الذمه بود همان‌گونه که غالب معاملات است تصرّف در آن حلال است، و بدهکار خمس پولی است که پرداخته، ولی اگر با عین پولی که خمس آن را نداده ملکی بخرد، تصرّف او در آن ملک بدون اجازه حاکم شرعی حرام، و نماز در آن ـ بنا بر احتیاط واجب ـ باطل است.

مسأله ۸۶۱ ـ اگر صاحب‌ملک به زبان، اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداند که قلباً راضی نیست، نماز خواندن در ملک او جایز نیست و اگر اجازه ندهد و انسان یقین کند که قلباً راضی است، نماز خواندن جایز است.

مسأله ۸۶۲ ـ تصرّف در ملک میتی که به زکات یا به مردم بدهکار است، چنانچه منافات با ادای دین او نداشته باشد ـ مثل نماز خواندن در خانه‌اش ـ با اجازه ورثه اشکال ندارد. و همچنین اگر بدهی او را بدهند یا به ذمه بگیرند که ادا نمایند، یا به مقدار بدهی او باقی بگذارند، تصرّف در ملک او اشکال ندارد حتی اگر موجب تلف شود.

مسأله ۸۶۳ ـ اگر بعضی از ورثه میت صغیر یا دیوانه یا غائب باشند، تصرّف در ملک او بدون اجازه ولی آنها حرام است و نماز در آن جایز نیست، ولی تصرفات معمولی که مقدمه تجهیز میت است اشکال ندارد.

مسأله ۸۶۴ ـ نماز خواندن در ملک دیگری در صورتی جایز است که مالک آن یا صریحاً اجازه بدهد، و یا حرفی بزند که معلوم شود برای نماز خواندن اذن داده است ـ مثل اینکه به کسی اجازه بدهد در ملک او بنشیند و بخوابد که از اینها فهمیده می‌شود برای نماز خواندن هم اذن داده است ـ و یا انسان از راه دیگر اطمینان به رضایت مالک داشته باشد.

مسأله ۸۶۵ ـ نماز خواندن در زمین‌های بسیار وسیع جایز است هرچند که مالک آنها صغیر و یا مجنون باشد و یا آنکه راضی به نماز خواندن در آنها نباشد، و همچنین در باغ‌ها و زمین‌هایی که در و دیوار ندارند بی‌اجازه مالک می‌شود نماز خواند ولی در این صورت اگر بداند مالک راضی نیست نباید تصرف کند. و اگر مالک صغیر و یا مجنون باشد و یا آنکه گمان به راضی نبودن او داشته باشند، احتیاط لازم آن است که در آنها تصرف نکنند و نماز خوانده نشود.




برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۲۴ دی ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۵۶ بعد از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
وجوب قصر در سفر
در سفر باید نماز چهار رکعتی را با شرایطی که ذکر خواهد شد قصر (دو رکعت) خواند.
توجه:
 وجوب قصر فقط در خصوص نمازهای روزانه‌ی چهار رکعتی است که عبارت از نمازهای ظهر و عصر و عشا است، و نماز صبح و مغرب قصر نمی‌شود.

* شرایط نماز مسافر
مسافر با هشت شرط باید نمازهای چهار رکعتی را دو رکعت به جا آورد:
شرط اول: سفر او به مقدار مسافت شرعی باشد یعنی رفتن یا برگشتن و یا رفت و برگشت او روی هم هشت فرسخ باشد مشروط به این که رفتن او کمتر از چهار فرسخ نباشد.
شرط دوم: از اول مسافرت قصد پیمودن هشت فرسخ را داشته باشد، بنابراین اگر از ابتدا قصد پیمودن هشت فرسخ را نداشته و یا قصد پیمودن کمتر از آن را داشته باشد و بعد از رسیدن به مقصد تصمیم بگیرد به جایی برود که فاصله‌ی آن با مکان اول کمتر از مسافت شرعی است، ولی از منزل تا آنجا به اندازه‌ی مسافت شرعی است، باید نمازش را تمام بخواند.
شرط سوم: در بین راه از قصد خود مبنی بر پیمودن مسافت شرعی برنگردد، بنابر این اگر در بین راه، پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد یا مردد شود، حکم سفر بعد از آن بر او جاری نمی‌شود،هر چند نمازهایی که قبل از عدول از قصد خود به صورت شکسته خوانده، صحیح است.
شرط چهارم: قصد قطع سفر در اثنای پیمودن مسافت شرعی با عبور از وطن خود یا جایی که می‌خواهد ده روز یا بیشتر در آن جا بماند نداشته باشد.
شرط پنجم: سفر از نظر شرعی برای او جایز باشد، بنابراین اگر سفر او معصیت و حرام باشد، اعم از این که خود سفر حرام باشد، مثل فرار از جنگ یا هدف از سفر، کار حرامی باشد، مثل سفر برای راهزنی، حکم سفر را ندارد و نماز تمام است.
شرط ششم: مسافر از کسانی که خانه به دوش هستند، نباشد، مانند بعضی از صحرانشینان که محل زندگی ثابتی ندارند، بلکه در بیابانها گردش می‌کنند و هر جا آب و علف و چراگاه پیدا کنند، می‌مانند.
شرط هفتم: مسافرت را شغل خود قرار نداده باشد، مانند باربر، راننده و ملوان و غیره، و کسی که شغل او در سفر است، ملحق به اینها است.
شرط هشتم: به حد ترخص برسد و منظور از حد ترخص، مکانی است که در آنجا اذان شهر شنیده نمی‌شود و دیوارهای شهر هم دیده نمی‌شود. هرچند بعید نیست که شنیده نشدن اذان برای تعیین حد ترخص کافی باشد.




برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید 
+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۱۷ دی ۱۳۹۷ ساعت ۳:۴۴ بعد از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
اهمیت اذان:
​از کارهای با ارزش در اسلام،اعلان وقت نماز و مناجات با پروردگار در صبح و شام و حتی در ابتدای ظهر است،بطوریکه مؤمنین وقت شناس یا خود شخص مبادرت به اذان گفتن نمایند.

متأسفانه همانگونه که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم پیش بینی کرده بود،اینکار حالا از رسم افتاده و دیگر کسی کمتر به سراغ اذان گفتن می رود.مگر همان اذانی که از رادیو و تلویزیون و یا بلندگوهای مساجد شنیده می شود.

شاید اذان گفتن برای همه ما دشوار باشد و آن را دون شأن و شخصیت خود بدانیم که کنار کوچه و خیابان یا میان منزل بایستیم و اذان بگوییم و افسوس که در به دست آوردن حسنات همت نمی کنیم.

در کتاب مجموعه ورام می نویسد:

سابقاً مردم چنین بودند،وقتی صدای اذان بلند میشد،آهنگری که پتک را برای کوفتن بر آهن بلند کرده بود،بر زمین می نهاد و می گفت:منادی خدا ندا می دهد کاری مهمتر پیش آمده است یا خیاط که سوزن را به دست گرفته بود و آماده تا نخ را در آن قرار دهد و به دوختن ادامه دهد،نخ و سوزن را کنار می نهاد و می گفت خیر و برکت در کاری نیست که چنین موقع انجام گیرد،باید ندای پروردگار را اجابت کرد.


ثواب مؤذن و ارزش آن از دیدگاه روایات:
​امام باقر علیه السلام فرمودند: هرکس ده سال در راه خدا اذان بگوید،خداوند او را می آمرزد،هر تر و خشکی که صدایش را بشنود او را تصدیق می کند و هرکس را مسجد با او به نماز ایستد ، از نماز آن نمازگزار سهمی می برد و هرکس با صدای او نماز بخواند به تعداد آنها به مؤذن حسنه می دهد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:مؤذنین در روز قیامت از همه مردم گردن افراشته تر محشور می شوند در حالیکه شهادت به لااله الا الله می دهند.( معنی گردن افراشته تر یعنی سربلند می کنند ،تا به رحمت خدا و عنایتش نایل شوند، برخلاف کسانی که تبهکارند.)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:اگر مردم بدانند بر اذانگو و ایستادن در صف اول جماعت چقدر ثواب است،در این دو مورد ازدحام می شود و چاره ای جز قرعه کشی نمی باشد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:سه نفرند که بیم از حساب ندارند و از صبحه آسمانی و فزع اکبر نخواهند ترسید:

اول شخصی که قران را حفظ کند و عمل به آن نماید ،او به پیشگاه خدا به صورت سیدی بزرگوار خواهد آمد.

دوم مؤذنی که هفت سال بدون پاداش اذان بگوید.

سوم بنده ای که اطاعت خدا کند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند: در روز قیامت یک منادی فریاد می زند:میهمانان خدا کجایند؟؟پس روزه داران می آیند. سپس منادی دیگری فریاد می زند: رعایت کنندگان ماه و خورشید کجایند؟؟(یعنی کسانی که توجه به وقت نمازها برای اذان داشته اند) پس مؤذنین سوار بر ناقه بهشتی می گردند و به جانب بهشت رهسپار می شوند.





برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید 
+ نوشته شده توسط Ramezan در دوشنبه، ۱۷ دی ۱۳۹۷ ساعت ۳:۴۳ بعد از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
عید بود، زیارت آقا رفتیم، گفتگوهایی شد و از ایشان تقاضا کردیم که این عرایض بنده اگر خوب بود، برای شما (طلّاب) هم گفته بشود؛ حرف زیاد است ولی حالا ببینیم، بلکه بتوانیم بین پانزده تا بیست دقیقه تمامش کنیم.

برای عید نوروز، همه مملکت تقریباً بسیج می شوند؛ از مرغ و گوشت و پرتقال و سیب و راهداری و اورژانس و هلال احمر و.. .، همه بسیج می شوند که عید می آید، یکی دو ماه مشغولند. ماه رمضان می آید؛ «قد اقبل الیکم شهر الله». ما برای قرآن چقدر آمادگی داریم؟ من برای اینکه (از مطلب) پَرت نشوم، از روی متن می خوانم؛ بسم اللّه الرّحمن الرّحیم.خب، اوصاف قرآن خیلی است؛ از وقتم یک دقیقه اش مال اوصاف قرآن باشد: معلّمش خدا است، علَّم القرآن؛ واسطه، جبرئیل، شدید القوی؛ محلّ فرود، قلبک؛ ذکرٌ للعالمین؛ انّا له لحافظون؛ غیر ذی عوج؛ فأتوا بسورةٍ؛ الی آخر؛ این معرّفی قرآن.

جایگاه قرآن در جامعه ما چیست؟ این قرآنی که خودش دو مرتبه فرموده «خذ الکتاب بقوّه»؛جدّی بگیریم قرآن را. هویّت ما به قرآن است. چون در قرآن چهار تا توبیخ است: کمثل الحمار، کمثل الکلب، کالحجاره، کالانعام؛ امّا یک توبیخ در قرآن است که خیلی داغ است؛ می گوید پوک! به کسانی که کتاب آسمانی را اقامه نکنند، لقب «پوک» داده خدا؛ یا اهل الکتاب لستم علی شیءٍ حتّی تقیموا. کلمه اقامه راجع به چهار چیز در قرآن آمده:اقیموا الدّین، اقیموا الصّلاة، اقیموا الوزن،ولو انّهم اقاموا التّوراة. زندگی مادّی مان هم بند به همین قرآن است. (می فرماید) ولو انّهم اقاموا التّوراة، اگر اینها تورات را اقامه کنند، لأَکلوا؛ خب، اگر اقامه قرآن شد، لأَکلوا، لأَکلوا، لأَکلوا؛ یعنی مادّیّاتمان هم بند به همین است. چون قرآن ذکر است، نحن نزّلنا الذّکر، ومن اعرض عن ذکری فإنّ له معیشةً ضنکا.

یک سِری گیر و گورها هم شاید به خاطر این باشد که قرآن برای ما کتاب اصلی نیست. خدا به پیغمبر می گوید اگر می خواهی سخنرانی کنی، باید روی قرآن صحبت کنی؛ آیه اش هم این است: لتبیّن للنّاس ما نزّل؛ یعنی تبیّن ما نزّل. بله، شعر و خواب و تحلیل سیاسی هم هست امّا اگر آنها هم بند به قرآن باشد ارزش دارد. یک وقت امام فرمود: حفظ نظام از اوجب واجبات است، حتّی از نماز واجب تر است! من جا خوردم. بعد دیدم قرآن اشاره دارد به اینکه حفظ نظام از نماز واجب تر است، چون عدّه ای که پای خطبه های نماز جمعه پا شدند رفتند سراغ خرید، قرآن می گوید اینها بی ادبند؛ و اذا رأَوا تجارةً او لهواً انفضّوا الیها، در ادامه می گوید «و ترکوکَ »، اینها پیغمبر را تنها گذاشتند، نمی گوید «ترکوها»، باید بگوید «ترک الصّلاة» یا «ترک الخطبه»؛ یعنی بدتر از رها کردن خطبه و بدتر از رها کردن نماز، رها کردن رهبر آسمانی است، ذا می گوید «ترکوکَ»؛ به هرحال. رفتم یک مسجدی، دیدم «مرگ بر آمریکا» نمی گویند؛ گفتم اینجا نمی گویند؟ گفتند نه، اینجا مسجد مقدّسین است. عالمش عالم وارسته ای بود؛ گفتم من می خواهم صحبت کنم نیم دقیقه؛ گفت: بگو؛ گفتم: قرآن چهار صفت گفته، در مسجدِ شما دو تا هست؛ قرآن می گوید: «اشدّاء علی الکفّار، رحماء بینهم، بعد (هم) «تراهم رکّعاً سجّدا»؛ (در مسجد) شما «رکّعاً» هست، «سجّداً» هست، «اشدّاء علی الکفّار» در مسجدتان نیست، «رحماء بینهم» نیست؛ چرا نیست؟ فکر می کنید مقدّسید! آقا گفت: درست است. دیگر از آنجا شعار را گفتند. یعنی اگر هم خواستیم مردم را به انقلاب هم دعوت کنیم، اگر از راه قرآن وارد شویم می پذیرند، اگر همین طور فقط صحبت کنیم، می گویند «خب این نظر ایشان است، ما این نظر را قبول نداریم».

راجع به مرجعیّت صحبت بود، خب مرجعیّت بیشتر روی علم و تقوا صحبت می کنند، حق هم هست، در قرآن هم هست و قبول، روی چشم؛ امّا غیر از «اعلم » و «اتقی»، مگر این آیه در قرآن نیست؟ ترهبون به عدوّالله، اشدّاء علی الکفّار. اگر امام به شاپور بختیار نمی گفت «من توی دهن این دولت م یزنم»، شاپور بختیار فرار می کرد؟ مقام معظّم رهبری فرمود: رئیس جمهور آمریکا، رئیس جمهور فرانسه، نخست وزیر کجا، اینها جنایتکارند. غیر از «اعلم » و «اتقی» باید یک کسی هم یک تشری بزند، هی «اعلم » و «اتقی» نگوییم. «اعلم » روی چشم، «اتقی» روی چشم امّا این آیه ها هم هست. منبرها باید یک جوری باشد که محور، قرآن باشد؛ بله، حدیث هم باید باشد، تاریخ هم باید باشد، هرچی باید باشد، باشد؛ امّا سهم قرآن در منبرها کم است.

الان ماه رمضان جلو ما است، یک ماه است؛ توفیقی است امسال و چند سال که ماه رمضان و تابستان به هم سوار می شود. خیلی خب، دوازده میلیون بچّه مدرسه ای داریم؛ چند سال پیش آقای بوشهری می گفت که ما بیست هزار طلبه کت شلواری داریم که این دیپلمش را گرفته، لمعه اش هم تمام شده امّا معمّم نیست -در سیاسی عقیدتی نیست، امام جمعه، قاضی، اهل منبر، در نهاد رهبری در دانشگاه نیست- روحانی نیست ولی خب، لمعه اش را خوانده، دیپلم هم دارد؛ این با پسرعمّه ها و پسرخاله هایش می تواند جلسه های محلّی درست کند تا «انذر عشیرتک الاقربین » راه بیفتد. هر هجده ساله ای می تواند ده، پانزده تا ده، سیزده ساله را دعوت کند. این آموزش روخوانی قرآن یک مهارت است، هشت ساعته می شود آموزش بدهید، هشت ساعت بیشتر کار ندارد. شما اقوال را مطالعه کن، امّا روی منبر نباید اینها را بگویید، در منبر یک تفسیر روان بگویید، دو سه برابر ترجمه؛ روخوانی قرآن مهم است. ماه رمضان جلو ما است، عظمت رمضان به روزه نیست فقط، عظمت رمضان به قرآن است؛ نمی گوید «الّذی کتب علیکم الصّیام»، می گوید: شهر رمضان الّذی انزل فیه القرآن.

در این مسئله محوریّت قرآن، باید یک نهضت تفسیری بشود. تجوید راه افتاده، حفظ قرآن راه افتاده، الحمدلله. ما دو علم داریم در قرآن که این دو علم با توبیخ است، یعنی با توبیخ می گوید که چرا نمی روی سراغش؟ یکی تفقّه است: «لولا نفر» -آیه ی «نفْر»- چرا نمیروید «لیتفقّهوا»؟ این «تفقّه» با توبیخ؛ الحمدلله حوزه ها هم براساس همین آیه راه افتاد، فعّالند. یک آیه دیگر هم داریم، آن هم تدبّر است، می گوید: افلا یتدبّرون القرآن؛ منتها تفقّه یک توبیخ دارد -«لولا نفر لیتفقّهوا» یک توبیخ دارد- امّا در آیه تدبّر دو تا توبیخ هست: (اوّل) «افلا یتدبّرون»، دو مرتبه -توبیخ دوّم- «ام علی قلوبٍ اقفالها»؛ دو تا توبیخ برای تدبّر است. حدیثی از امام رضا هست که فرمود: اینکه نماز واجب شد برای این است که قرآن از مهجوریّت بیاید بیرون.




برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده توسط Ramezan در یکشنبه، ۹ دی ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۴۷ قبل از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
عادی شدن حجاب :
​برای افرادی این سؤال پیش می آید که در قرن بیست و یکم و در کشورهای اروپایی نداشتن حجاب امری عادی است و کسی به افراد بی حجاب نگاه نمی کند ،چرا در جامعه اسلامی ایران عده ای جلوی این امر را میگیرند؟ عادی شدن گناه دلیل بر شرعی بودن و ارزش بودن آن نیست،برای مثال عادی شدن اعتیاد در جامعه،دروغ گفتن،نمره پایین گرفتن در مدرسه و... ارزش نیست،نداشتن حجاب هم به ارزش فرد چیزی اضافه نمی کند. ضمن اینکه دنیای غرب با حذف حجاب جلوی فساد را نگرفته است،بلکه در فساد تنوع ایجاد کرده است.یعنی نوع فساد جنسی ارتقا پیدا کرده است.شاید نگاه به فرد بی حجاب عادی شده باشد،اما دامنه گناه جنسی افزایش یافته است.


آثارحجاب:
سه اثر در حجاب وجود دارد:

1.اثر فردی 2.اثر خانوادگی 3.اثراجتماعی

اثر فردی آرامش است،بانویی که حجاب دارد ،آرامش روحی دارد،به این موضوع واقف است که تعلق به خود دارد،و نگاه کسی به دنبال او نیست،میداند که گناه اجتماعی نمی کند،می داند باعث تحریک دیگران نمی شود.

اثر خانوادگی حجاب استحکام بنیان خانواده است که باعث آرامش خاطر همسر و فرزندان می شود،همسر اطمینان و آرامش دارد که در نبود او بانویش به او تعلق دارد و در نبود او زیبایی هایش را تقسیم نکرده است.

اثر اجتماعی حجاب سلامت جامعه است،فساد و فحشا در جامعه کم می شود.



غفلت و شناخت دوست و دشمن:
​بزرگترین خطر برای انسان غفلت است،غفلت از خدا،غفلت از معاد،غفلت از جوانی،غفلت از استعداد،غفلت از ارزشها،غفلت از کرامت ها،غفلت از دوستان و جامعه،غفلت از محرومین،غفلت از توطئه ها. بزرگترین خطر برای انسان این است که انسان غافل باشد،هرچیز و هرکس ما را غافل کند،ما را به خطر نزدیک کرده و هرکس ما را هشدار دهد و ما را از غفلت بیرون آورد،دوست واقعی ماست.

دوست اول ما خداوند است که به ما هستی داد و به ما عقل و فکر داد،ما را هدایت کرد،قدرت تشخیص و انتخاب داد،طبیعت را تسخیر ما کرد و هم اوست که کار نیکوی ما را چند برابر می خرد،عبادت را ده برابر پاداش می دهد ولی گناه را یکی محسوب میکند.

دوست دوم ما پیغمبر عزیزمان است که با بوسیدن دست دخترش فاطمه زهرا سلام الله علیها در عصری که دختران را زنده به گور میکردند،به زنان مقام و ارزش داد،برای زن حق مالکیت،حق رأی دادن،حق تحصیل،حق انتخاب همسر،حق نظارت بر همه امور یعنی حق امر به معروف و نهی از منکر قرار داد و زن را مثل مرد برای رسیدن به همه کمالات شایسته دانست.

دوست سوم ما رزمندگان و شهدایی هستند که با قبول جراحتها،اسارت،شهادت،بی خوابی ها در مرزها و جاده ها و شهرها و روستاها،کشور را امن ساختند تا ما هرشب در منزل به راحتی استراحت کنیم.

دشمن ما کیست؟ دشمن ما شیطان است که با وسوسه خود آدم و حوا را فریب داد و آنان را به کاری وادار کرد که موجب کنار رفتن پوشش بهشتی آنان گردید.

آری برهنگی اولین برنامه شیطان و اولین نتیجه عصیان انسان بود.برهنگی سیلی الهی است که اولین سیلی را آدم و حوا خوردند. دشمن ما تفکری است که زن را برای هوس بازی و تفنن و کامیابی می خواهد،تصویر او را وسیله تبلیغات اجناس خود قرار می دهد.




برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده توسط Ramezan در یکشنبه، ۹ دی ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۴۳ قبل از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه